تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
« تو مرد احمقى هستى ! آيا در كتاب خدا يافته‌اى كه نماز ظهر را بايد چهار ركعت انجام داد و با صداى آهسته قرائت نمود ؟ ! عمران براى او يكايك از نمازها را شمرد ، و زكات را شمرد ، و غير از اينها از ساير احكام را شمرد و سپس گفت : آيا براى اينها در كتاب خدا تفسيرى يافته‌اى ؟ ! كتاب خدا آنها را به طور اجمال و سربسته بيان مىكند ، و سنّت آنها را تفسير مىنمايد ! » و مردى به تابِعى جليل و بزرگوار : مُطَرِّفُ بْنُ عَبْد الله بن شِخِّير گفت : لا تُحَدِّثُونَا إلّا بِالْقُرْآنِ . « شما براى ما حديث نكنيد مگر با قرآن ! » مُطَرِّف به او گفت : وَ اللهِ مَا نُرِيدُ بِالْقُرْآنِ بَدَلًا ، وَ لَكِنْ نُرِيدُ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ بِالْقُرْآنِ مِنَّا ! « 1 » ، « 2 » « سوگند به خدا ، ما بَدَلى را براى قرآن نمىجوييم ، و ليكن مىخواهيم دنبال كسى برويم كه او از همهء ما به قرآن داناتر است . » ايشان در بحثى تحت عنوان « احتياطُ الصَّحابة و التّابعين فى رواية الحديث » سعى مىكنند عبارت أقِلُّوا الرِّوَايَةَ عَنْ رَسُولِ اللهِ را به محاملى حمل كنند كه منافات با عقل نداشته باشد ، و سدّ باب نقل حديث نكند ؛ و حقّاً توجيهاتِ ما لا يَرْضَى بها صاحِبُها عُمَر را نموده‌اند ؛ و بر همين اساس از حديث مشايعت عمر از قرظة بن كعب عبور مىكنند عبور كريمانه ، و در زندان كردن سه صحابى بزرگ در روايت حافظ ذَهَبى : ابن مسَعْود و أبُو دَرْدَاء و أبو مسعود أنصارى را در مدينه تا اينكه عمر كشته شد ، تشكيك مىنمايند كه : اين عمل خلاف چگونه از خليفه‌اى همچون أميرالمؤمنين عمر متصوّر است ؟ ! چگونه مىشود با آن سوابق و ترجمهء احوالشان در اسلام ، عمر به چنين كارى دست زند ؟ ! چگونه ممكن است ؟ ! و با چگونه ممكن است‌ها مطلب را خاتمه مىدهند . و بر فرض تحقّق اين موضوع مىگويند : مراد از حَبَسَهُمْ فى الْمَدِينَة زندانى كردنشان نيست ، بلكه منعشان از حديث است ، حَبَسَهُمْ
هامش
( 1 ) « جامع بيان العلم و فضله » ج 2 ، ص 191 . ( 2 ) « السُّنَّة قبل التّدوين » ص 78 و ص 79 .