تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
را با أبو موسى أشْعرى با وجود عدالتش در نزد وى انجام داد . ( المعتصر ، ج 1 ، ص 459 ) و عمر به أبو هريره گفت : دست از حديث از رسول خدا [ صلّى الله عليه و آله و سلّم ] بر مىدارى يا تو را به زمين دَوْس بفرستم ؟ ! « 1 » م - و به كعب الاحْبار گفت : دست از حديث بر مىدارى يا تو را به زمين قِرَدَة ( ميمونها ) بفرستم ؟ ! ( تاريخ ابن كثير ، ج 8 ، ص 106 ) و ذَهَبى در « تذكره » ج 1 ، ص 7 از أبو سَلمه روايت كرده است كه من به أبوهريره گفتم : همان گونه كه اينك حديث مىكنى در زمان عمر هم مىكردى ؟ ! گفت : اگر من در زمان عمر مانند زمان شما حديث مىكردم مرا با تازيانهء خود مىزد . أبو عَمْرو از أبوهريره تخريج نموده است كه مىگفت : من احاديثى را براى شما روايت نموده‌ام كه اگر در زمان عمر بن خطّاب حديث مىكردم مرا با تازيانهء دستى خود مىزد . ( جامع بيان العلم ، ج 2 ، ص 121 ) و در عبارت زُهْرى اين طور وارد است كه : مگر من مىتوانستم آن طور كه الآن براى شما حديث مىكنم در زمان حيات عمر حديث كنم ؟ ! سوگند به خدا كه در آن صورت يقين داشتم كه تازيانهء او با پوست پشت بدن من تماس پيدا مىكرد . و در عبارت ابن وَهَب اين طور وارد است كه : حقّاً من براى شما أحاديثى را بيان نموده‌ام كه اگر در زمان عمر و يا نزد عمر بدان لب مىگشودم يقين داشتم كه سَرم را مىشكافت . ( تاريخ ابن كثير ، ج 8 ، ص 107 ) در پى آمد و دنبال اين واقعه شَعْبى گفت : من با عبد الله بن عُمَر دو سال و يا يك سال و نيم نشستم و از وى نشنيدم حديثى را از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كند مگر يك حديث را . « 2 » و سائب بن يزيد گفت : من با سَعْد بن مالك از مدينه تا مكّه مصاحب بودم و
هامش
( 1 ) ابن عساكر كما فى « كنز العمّال » ج 5 ، ص 239 آن را تخريج نموده است . و أبوزرعه أيضاً كما فى « تاريخ ابن كثير » ج 8 ، ص 106 تخريج كرده است . ( 2 ) - « سُنَن دارمى » ج 1 ، ص 84 ، « سُنَن ابن ماجة » ج 1 ، ص 15 .