از احكام و تكاليفى كه هنوز واقع نشده است ؛ سوم : بيان أحاديث رسول الله ؛ چهارم : كتابت حديث .
عمر براى عملى نمودن اين امور صحابهء معروف رسول الله را با شلّاق مىزد و حبس مىنمود .
علّامهء امينى گويد : چون عمر أبوموسى أشعرى را به عراق اعزام نمود به او گفت : تو به سوى قومى مىروى كه اهل آنجا صداهايشان در مساجدشان مانند صدا و زمزمهء زنبور عسل به قرائت قرآن بلند است ؛ پس آنها را بر همين حال واگذار و به احاديث مشغولشان مساز ؛ و من در اين امر شريك تو هستم .
اين مطلب را ابن كثير در تاريخش ج 8 ، ص 107 ذكر نموده است و گفته است : اين قضيّه از عمر معروف است .
و طَبَرانى از ابراهيم بن عبد الرّحمن تخريج نموده است كه : عمر سه نفر را حبس كرد : ابنمسعود و أبو دَرْدَاء و ابو مسعود انصارى ، و گفت : شما حديث از رسول خدا صلى الله عليه و آله زياد نقل نمودهايد . در مدينه آنها را محبوس نمود تا اينكه كشته شد . « 1 »
و در عبارت حاكم در « مستدرك » ج 1 ، ص 110 اين طور آمده است : عمر بن خطّاب به ابن مسعود و ابو درداء و ابوذر گفت : اين حديثى كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كردهايد چيست ؟ ! و من گمان دارم كه عمر ايشان را در مدينه تا زمانى كه كشته شد حبس نمود .
و در لفظ جمال الدِّين حَنَفى اين طور آمده است كه : عمر أبو مسعود و أبو دَرْداء و أبوذر را حبس كرد تا وقتى كه كشته شد و به آنها گفت : مَا هَذَا الْحَدِيثُ عَنْ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه و آله ؟ ! « اين حديث كردن از رسول خدا چيست كه شما مىكنيد ؟ ! » و من چنين گمان دارم كه تا وقتى كه كشته شد آنان را در مدينه حبس كرد . و همين طور اين عمل
هامش
( 1 ) « تذكرة الحفّاظ » ج 1 ، ص 7 ، « مجمع الزوائد » ج 1 ، ص 149 ، و محشّى كتاب آن را صحيح شمرده و گفته است : ثبوت اين حديث از عمر صحيح است از راههاى بسيارى ، و عمر در حديث شديد بود .