تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
اوتِيتُ الْكِتَابَ وَ مِثْلَهُ مَعَهُ « آگاه باشيد كه : به من كتاب ( قرآن ) و مثل قرآن با آن داده شده است » مىگويد : و اگر مطلب از اين قرار بود ، پس چرا پيامبر به كتابت اين مِثْل همّت نگماشت در زمان حياتش در وقتى كه آن را از پروردگارش تلقّى مىكرد همانطور كه به كتابت قرآن عنايت داشت ؟ تا آنكه مىگويد : آيا صحيح است پيامبر نصف آنچه را كه به او وحى شده است رَها و يَله گذارد تا آنكه بدون قيد و نوشتن در ميان أذهان بماند ، اين يك آن را بگيرد ، و آن يك آن را فراموش نمايد ، و آن سيّمى بر آن چيزى بيفزايد ، از قبيل چيزهائى كه در غير مدوَّناتِ در كتابى محفوظ ، پيش مىآيد ؟ و آيا متصوَّر است پيغمبر با اين طرز عملش رسالتش را آن طور كه بايد تبليغ نموده باشد ؟ و امانت را به طور كامل به اهلش سپرده باشد ؟ ! اين حديث كجا بود هنگامى كه پيامبر در مرض أخير خود كه بعد از آن به سوى پروردگارش رهسپار شد ، و پس از اينكه آيه :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً
« 1 » نازل شده بود ، گفت : إنِّى وَ اللهِ مَا تَمَسَّكُون عَلَىَّ بِشَىْءٍ ، إنِّى لَمْ احِلَّ إلَّا مَا أحَلَّ الْقُرْآنُ ، وَ لَمْ احَرِّمْ إلَّا مَا حَرَّمَ الْقُرْآنُ ؟ ! « 2 » « سوگند به خدا ، من عهده دار عمل شما نمىباشم ، و شما هيچ دستاويز و بهانه‌اى نسبت به من نداريد ! و من حلال ننمودم مگر آنچه را كه قرآن حلال نموده است ، و حرام نكردم مگر آنچه را كه قرآن حرام كرده است ! » از اين گذشته كجا بود اين حديث زمانى كه أبوبكر به مردم گفت : بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ كِتَابُ اللهِ ، فَاسْتَحِلُّوا حَلَالَهُ ، وَ حَرِّمُوا حَرَامَهُ ! « در ميان من و شما كتاب خداست ؛ پس حلالش را حلال بشماريد ، و حرامش را حرام بدانيد ! »
هامش
( 1 ) آيه 3 ، از سورهء 5 : مائده . ( 2 ) « سيرهء ابن هشام » ج 4 ، ص 332 .