مشخّص و مدوّن بوده است شستهاند ؛ چرا كه اين روايات در نزد مصدر ولايت أمير المؤمنين عليه السّلام همگى موجود و محفوظ و مدوّن بوده است ، غاية الأمر عامّه كه مقصد و مَمشايشان بر خلاف منهاج اهل بيت است با ايجاب ضرورت سياسى بايد بدين روايات توجّه نكنند ، بلكه آنها را مطرود و ممنوع به شمار آرند ، چرا كه اين روايات كه تفسير آيات قرآن و رواياتى دربارهء مقام و منزلت صاحب ولايت است با خلافت غاصبهء آنان متضادّ است و حتماً براى بر اريكه نشاندن خود بايد اهل بيت و روايات و كتابهايشان را مهجور دارند ؛ و گرنه جمع ميان ضدَّين و متناقضين مىگردد .
بر روى همين اصل عمر گفت : حَسْبُنَا كِتَابُ اللهِ ؛ و در آن مجلسِ الرَّزِيَّة كُلّ الرَّزِيَّة در حضور رسول الله سر و صدا و غوغا راه انداخت و كلام درهم و پيچيده و لَغَطْ پيدا شد و پيامبر از نوشتن و كتابت صرفنظر كرد و به رفيق اعلى رهسپار گشت .
شما فرض كنيد آن مكتوب پيامبر دربارهء وصايت مولى الموالى أميرالمؤمنين عليه السّلام هم نباشد بالأخره هر چه بود نامهاى بود كه در آن عدم ضلالت و گمراهى امَّت الى الأبد تضمين شده بود .
كسى نيست كه به اين طرفداران و دايگان از مادر مهربانتر بگويد : آن نامهء پيامبر هر چه بود تضمين سعادت و عدم ضلالت امَّت از جانب رسول خدا به طور جاودان بود ، عُمَر به چه مجوّز عقلى و وجدانى و شرعى امَّت را از اين فيض تا روز قيامت محروم گردانيد ؟ !
عيناً قضيّهء مالك بن نُوَيْره است كه چون وى از پرداخت زكات به صندوق ابوبكر امتناع نمود و گفت بايد به صندوق خلافت و ولايت حقّهء حقيقيّهء علىّ بن أبى طالب عليه السّلام پرداخت گردد ، خالد بن وليد با آن طرز فجيع و فظيع وى را به اتّهام ارتداد كشت ، و عذرش در نزد ابو بكر مقبول افتاد ، چرا كه اگر انتشار مىيافت كه مالك بن نُوَيره مرتد نشده است ، او مسلمان است غاية الأمر دنبال صندوق راستين مىآيد تا وجوهات و زكوات خودش و قومش را بدانجا بريزد ؛ و اگر أبو بكر ، خالد بن وليد را به جرم قتل مرد مسلمان قصاص مىكرد و مىكشت ، با يك چشم به هم زدن مطلب
امام شناسى (فارسى) — صفحة 39
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٩