تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
اينها مجموعهء مطالبى بود كه خطيب بغدادى در كتاب خود : « تقييد العلم » براى اثبات و اهميّت كتابت ، و امر رسول خدا صلى الله عليه و آله بدين امر خطير آورده است . و همانطور كه ملاحظه مىشود ذكرى از « صحيفة أمير المؤمنين » عليه السّلام نيست ، و حتّى از استشهاد به كتابت رسول خدا در حين موت كه قلمى و قرطاسى طلبيدند تا بنويسند براى امَّت چيزى را كه پس از آن هيچگاه گمراه نگردند ، يادى نكرده است .

[ تعمّد خطيب در عدم نقل روايات منع عمر از كتابت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلّم ]

و اين مطلب به قدرى شگفت‌آور است كه تعجّب يُوسُف العشّ مُصَحِّح و مُصَدِّر و مُعَلِّق كتاب را برانگيخته است تا جائى كه نتوانسته است خوددارى نمايد و در تعليقه آورده است : بسيار عجيب است كه از نظر خطيب استشهاد به كتابى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله اراده فرمود در حال وفاتش بنويسد ، دور شده و مورد سهو و خطا قرار گرفته است . و آن خبر در « صحيح بخارى » طبع ليدن ج 1 ، ص 41 و « صحيح مسلم » با شرح نووى ج 2 ، ص 42 و « تاريخ طبرى » ج 4 ، ص 186 و ص 187 و « اسْدُ الغابَة » ج 3 ، ص 305 و شرح حديث در « ارشاد السّارى » ج 1 ، ص 169 و « فَتْح البارى » ج 1 ، ص 185 - 187 و « عمدة القارى » ج 1 ، ص 575 و « شرح مسلم » نووى ج 2 ، ص 43 موجود است . « 1 »

[ منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است ]

و حقير نويسندهء اين سطور گويد : اين سهو خطيب سهوِ تعمّدى بوده است كه غالباً بل اكثراً در ميان علماى عامّه ديده مىشود كه از اين اشتباهات عمدى بسيار مىكنند از حذف و تحريف و تغيير و تقطيع و عدم ذكر روايت رأساً ؛ و اينها همه شواهد روشن و أدلّهء واضحى است بر بطلان آراء و مذهب آنها كه بر اساس وحشت و إرعاب مردم و إسكات و تعطيل بيان حقّ بنا نهاده‌اند ؛ و همانطور كه خليفه شان عَلَناً در حضور جماعت گفت : « اين مَرْدَك هذيان مىگويد ؛ براى ما كتاب خدا كافى است ؛ » اينها بر همان پايه و اساس دست از روايات اهل بيت كه در همان زمان
هامش
ص 170 آمده است . ( 1 ) همان مصدر .