تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
قال : نَعَمْ فَاكْتُبْ عَنّى ! قال : قُلْتُ : فِى الرِّضا وَ السَّخَطِ ؟ ! قَالَ : فِى الرِّضَا وَ السَّخَطِ . « كسى كه به من كلامى را از نزد خود نسبت دهد كه من آن را نگفته‌ام پس بايد نشيمنگاهش را در آتش مهيّا سازد . عبد الله بن عَمْرو ( راوى حديث ) مىگويد : ما قريب يك ماه درنگ نموديم و ابداً از چيزى حديث نكرديم . روزى كه ما در حضور آنحضرت مودَّب و ساكت نشسته بوديم كه گويا پرندگان بر روى سرهاى ما نشسته‌اند و اگر تكان بخوريم پرواز مىكنند ، رسول خدا به ما فرمود : چرا حديث نمىگوئيد ؟ عرض كرديم : اى پيغمبر خدا از تو شنيديم كه مىگفتى : كسى كه به من ببندد و نسبت دهد كلامى را كه من نگفته‌ام بايد نشيمنگاهش را در آتش مهيّا سازد ! راوى گفت : حضرت فرمود : حديث كنيد و باكى نيست ! راوى گفت : گفتم : اى رسول خدا ! تو مطلبى را براى ما بيان مىكنى و ما ايمن نيستيم جمله و مقدارى از آن را در غير جاى خودش بگذاريم . آيا در اين صورت هم اجازه دارم آن را از ناحيهء تو بنويسم و به تو نسبت دهم ؟ فرمود : بلى از ناحيهء من بنويس ! عرض كردم : چه در حالت خشنودى شما باشد و چه در حالت عصبانيّت شما ؟ ! فرمود : آرى ! چه در حال خشنودى و چه در حال عصبانيّت من ! » و در بعضى از طرق اين حديث كه مُعَافَا بن زَكَريَّا جريرى قرار دارد ، وى در ذيل حديث مىگويد : در اين خبر دلالت روشنى است كه راه درست آن است كه علم بايد ضبط گردد و لازم است حكمت را با كتابت و نوشتن تقييد و مهار نمود تا آنكه آدم فراموشكار بدان مراجعه كند و آنچه را كه به نسيان سپرده است به ياد آورد و آنچه را كه از دستش رفته و از ذهنش غروب نموده و دور افتاده است استدراك نمايد ؛ و دلالت دارد بر بطلان گفتار كسى كه كتابت را مكروه و ناپسند مىدارد . و در خبر وارد است كه : سُلَيْمان بن دَاوُد عليهماالسَّلام به بعضى از شياطينى كه اسير نموده بود گفت : مَا الْكَلَامُ ؟ ! قَالَ : رِيحٌ . قَالَ : فَمَا تَقْيِيدُهُ ؟ ! قَالَ : الْكِتَابُ ! « حقيقت گفتار چيست ؟ ! گفت : باد است . سليمان گفت : چگونه مىشود آن را در قيد آورد و مهار
امام شناسى (فارسى) — صفحة 32 | السيد محمد حسين الطهراني