تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
« من به نزد عبدالله عمرو عاص آمدم و صحيفه‌اى را از زير فراش او برداشتم . او مرا از خواندن آن منع كرد . گفتم : تا امروز تو آن‌چنان نبودى كه از من چيزى را منع نمائى ؟ ! گفت : اين صحيفهء صادقه است . اين آن مطالبى است كه در اوقاتى كه من در خدمت رسول الله صلّى الله عليه [ و آله و سلّم ] بودم از وى بلاواسطه شنيده‌ام و در اينجا آورده‌ام . اگر اين صحيفه و كتاب خداوند تبارك و تعالى ، و وَهْط براى من سالم بمانند ، من هيچ باكى ندارم كه ديگر بر دنيا چه مىگذرد ! » و در بعضى تفسير وَهْط را نموده است كه : وَ أمَّا الْوَهْطَةُ فَأَرْضٌ تَصَدَّقَ بِهَا عَمْرُو ابْنُ الْعَاصِ كَانَ يَقُومُ عَلَيْهَا « و امّا وَهْطَه زمينى است كه پدرم : عَمروبن‌عاص كه آن را آباد نموده بود و به آن مىپرداخت ، آن را جزء صدقات خود قرار داد . » و در بعضى بدين عبارت است : أبو راشد حبرانى گفت : من به نزد عبد الله بن عمرو عاص رفتم و گفتم : از آنچه از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيده‌اى براى من بيان كن ! عبد الله صحيفه‌اى به نزد من افكند و گفت : اينها نوشتجاتى است از من كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىباشد . من در آن نظر نمودم ، ديدم نوشته بود : إنَّ أبَا بَكْرٍ الصِّدِّيقَ قَالَ : يَا رَسُولَ اللهِ ! عَلِّمْنِى مَا أقُولُ إذَا أصْبَحْتُ وَ إذَا أمْسَيْتُ ، فَقَالَ : يَا بَابَكْرٍ ! قُلِ : اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاواتِ وَ الْارْضِ ، عَالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ ، لا إلَهَ إلاَّ أنْتَ ، رَبَّ كُلِّ شَىْءٍ وَ مَلِيكَهُ ، أعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسِى ، وَ شَرِّ الشَّيْطانِ وَ شِرْكِهِ ، وَ أنْ أقْتَرِفَ عَلَى نَفْسِى سُوءاً ، أوْ أجُرَّهُ إلَى مُسْلِم « 1 » ، « 2 »
هامش
( 1 ) « تقييد العلم » ص 84 و ص 85 . ( 2 ) حضرت استادنا الاعظم آية الله علّامهء طباطبائى قدّس الله نفسه روزى بيان مىفرمودند كه از طريق برخورد و گفتار رسول خدا صلى الله عليه و آله با أفراد مختلف اين طور بر مىآيد كه با همان جملات مختصر و كوتاه خود به طور اجمال از آتيه و سرگذشت او ، و ايمان و كفر و ارتداد او ، و يا از ثبات قدم و اسلام راستين او خبر مىداده‌اند . روى اين بيان از تعليم دعاى رسول خدا به ابوبكر استفاده مىشود كه دچار شرّ نفس و شرّ و شرك شيطان و أعمال ناپسند و زشتى نسبت به خود بوده است و آنها را به مسلمين مىكشانيده است . خود أبوبكر در خطبهء اوّل پس از ارتحال رسول خدا صلى الله عليه و آله كه به منبر رفت اعتراف بدين حقيقت نمود كه : إنّ لى شيطاناً يَعْتَرينى فإذا زِغت