نمود ؟ ! گفت : با نوشتن آن ! »
و در بعضى از آنها با اين عبارت است : قَالَ : كُنْتُ أكْتُبُ كُلَّ شَىْءٍ أسْمَعُهُ مِنْ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه و آله ، اريدُ حِفْظَهُ . فَنَهَتْنِى قُرَيْشٌ ، فَقَالُوا : إنَّكَ تَكْتُبُ كُلَّ شَىْءٍ تَسْمَعُهُ مِنْ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه و آله وَ رَسُولُ اللهِ بَشَرٌ يَتَكَلَّمُ فِى الْغَضَبِ وَ الرِّضَا ! « 1 » فَأمْسَكْتُ عَنِ الْكِتَابِ فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لِرَسُولِ اللهِ صلى الله عليه و آله ؛ فَقَالَ : اكْتُبْ فَوَ الَّذِى نَفْسِى بِيَدِهِ ، مَا خَرَجَ مِنِّى إلاَّ حَقٌّ . « گفت : عادت من اين طور بود كه تمام مطالبى را كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىشنيدم مىنوشتم و مىخواستم آنها را از بَرْ كنم . قريش مرا از اين عمل منع نمودند و گفتند : تو هر چيزى را كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىشنوى مىنويسى ، در حالى كه رسول خدا هم بشرى است كه سخنانش در دو حال مختلف خشنودى و غَضَب است ! من به علّت نهى قريش ، دست از نوشتن برداشتم و آن را براى آن حضرت بازگو كردم . فرمود : بنويس ! سوگند به آن كسى كه جان من در دست اوست از زبان من بيرون نمىآيد مگر سخن حق . »
و در بعضى وارد است : فَأَسْتَعِينُ بِيَدى مَعَ قَلْبِى ؟ قَالَ : نَعَمْ ! « آيا من براى حفظ آن احاديث با دستم براى همراهى با حافظهام مدد بجويم ؟ فرمود : آرى ! »
و در بعضى وارد است : شَبِّكُوهَا بِالْكَتْبِ ! « 2 » « آن مطلب را براى حفظ و نگهداريش با نوشتن در شبكه و دام درآوريد ! »
خطيب شش روايت با إسناد متّصل خود از أبوهريره آورده است كه : « هيچ كس از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله روايتش از من بيشتر نيست جز عبد الله بن عَمْرو كه او
هامش
( 1 ) مقصود از قريش در اينجا خصوص ابوبكر و عمر و دستجات و طرفداران آنها بودهاند ؛ به قرينهء اينكه هر جا در روايات مطلبى به عنوان قريش مخالف با رسول خدا نقل شده است آنها بودهاند ؛ و نيز از مُفاد ساير احاديث كه ايشان رسول خدا را در امور دنيوى خطاكار مىپنداشتند - عياذاً بالله و خود را ذورأى قلمداد مىنمودند . و سابقاً هم ديديم مراد عمر از اينكه مىگفت : قريش زير بار على نمىرود ، خودش بوده است ! و از قرائن مختلفهء ديگر نيز به دست مىآيد .
( 2 ) « تقييد العلم » ص 74 تا ص 82 .