تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
همان كس كه گفت : كَانَتْ لِعَبْدِ اللهِ بَنِ عَمْروٍ صَحيفَةٌ تُسَمَّى الصَّادِقَةَ ، مَا تَسُرُّنِى أنَّهَا لِى بِفَلْسَيْنِ . « براى عبد الله بن عمرو صحيفه‌اى بوده است به نام صادقه ، و من خوش ندارم كه آن در مقابل دو فلس براى من باشد . » نظر كن در « تأويل مختلف الحديث » ص 93 . و در « ميزان الاعتدال » ص 290 ، ج 2 به اين عبارت است : مَا يَسُرُّنِى أنَّ صَحيفَةَ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَمْروٍ عِنْدِى بِتَمْرَتَيْنِ أوْ بِفَلْسَيْنِ . « مرا خوشايند نيست كه صحيفهء عبد الله بن عمرو نزد من باشد در برابر دو دانهء خرما يا دو فلس . » آنگاه عجّاج ميگويد : اگر اين روايت از مغيره به صحّت پيوندد جائز نيست آن را بر ظاهرش حمل كنيم و قبولش نمائيم به طورى كه همين معنى مقتضاى آن باشد ؛ چون مغيره آن را در معرض كلام راجع به روايات ضعيفه ذكر كرده است . و اگر نسخهء ابن عمرو ضعيف باشد ضعف آن به علّت انتقال آن به طريق وِجاده « 1 » مىباشد ؛ چرا كه مغيره قبول نمىكند اينكه در نزد وى اين صحيفه باشد به طريقى كه راويان آن را حمل مىنمايند ؛ چون وِجاده ضعيفترين طرق تحمّل روايت است . علماءِ أهل حديث دوست نمىداشتند آنكه أخبار را از صحيفه‌ها نقل كنند ، بلكه دوست مىداشتند از مشايخ نقل نمايند . و جائز نيست كلام مغيره را بر غير اين ، حمل نمائيم به علّت آنكه ثابت شده است كه : عبد الله آن را در برابر رسول الله صلّى الله عليه [ و آله ] و سلّم نوشته است . - تا آخر تعليقهء مفصّل او . سپس عجّاج دنبال مطلب را ادامه ميدهد كه : عبد الله بر شاگردانش حديث را املاء مىنمود « 2 » و از او تلميذش : حسين بن شُفَىّ بن ماتع أصْبَحى در مصر دو كتاب را نقل كرده است : يكى از آن دو در آن اين بوده است : قَضَى رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه
هامش
( 1 ) بعضى اوقات مشايخ أحاديث و روايات را براى شاگرد ميخوانند و به او اجازهء روايت ميدهند ، و بعضى اوقات شاگردان نزد مشايخ ميخوانند و آنان اجازهء روايت ميدهند ؛ و ليكن بعضى اوقات كتابى يا حديثى را به خطّ راوى آن مىيابند - چه اينكه راوى معاصر باشد يا غير معاصر - بدون اينكه يابنده ، حديث را از راوى شنيده باشد و يا اينكه إجازه‌اى از او داشته باشد ؛ اين طريق أخير را و جاده نامند . ( 2 ) « تاريخ دمشق » ج 6 ، ص 49 . [ تعليقه ]