تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
مقسم ضَبِّى آن را به دو دانهء خرما و يا به دو پولك سياه ( فَلْسَين ) نمىخرد ؟ ! و بِشْر مَريسى كه گفتارش ميان عامّه سَنَد و مُسْتَند است صريحاً او را تفسيق نموده و گفته است : وى روايات مأخوذهء از دو بار شتر از كتب واصلهء از غنيمت يَرْمُوك را مطالعه كرده و آنها را از قول رسول الله به مردم مىگفته و نسبت به آن حضرت مىداده است ؟ ! و ابن حَجَر در « فتح البارى » آورده است كه : به واسطهء نقل بار شترى از كتب اهل كتاب ، كثيرى از أئمّهء تابعين از روايات او خوددارى و تجنّب نموده اند ؟ ! ما مىگوئيم : اوَّلًا - نقل از رسول الله و إسناد زاملتين يهود و بنى اسرائيل را به آن حضرت خيانت عظيمى است ؛ و تجنّب كثيرى از أئمّهء تابعين از روايات او و از صحيفهء صادقهء او بدون جهت نمىباشد . و اينكه عجّاج مىگويد : اين قول باطل است زيرا تحقيقاً عبد الله بن عمرو امين در نقل بوده است و مگر مىشود صحابى رسول الله دروغ بگويد و خيانت كند ؟ ! اين سخن مصادره به مطلوب و وارد ساختن عين مدّعا را در دليل است . آرى صحابه همگى عادل نبوده‌اند ، مانند سائر افراد بشر در ميانشان صحيح و سقيم ، و درست و نادرست ، و صالح و طالح بوده‌اند . و اين توهّم بى جا و باطل عامّه است كه جميع صحابه را چهارده قرن است كه عادل و پاك و منزّه از گناه ، و صادق و صديق مىپندارند و بدانها برچسب عصمت و طهارت مىزنند ؛ خواه كعب الاحبار و وَهَب بن مُنَبِّه و عبد الله بن سلام باشند ، يا أبو هُرَيره و عبد الله بن عمرو بن العاص ، يا خود عمرو عاص و معاوية بن أبى سفيان ، يا مُغيرة بن شُعْبه و أبُو عبيدة جرّاح ، و يا عثمان بن عَفّان و مروان بن حَكَم ، و يا ابو بكر و عُمَر . و بالأخره هر كس با پيامبر ملاقاتى با اسلام داشت او صحابى است و بدون گناه . اين است منطق عامّه . اين منطق در نظر آنان اسلام را واژگون ، فرشته را به صورت ديو ، و ديو را به صورت فرشته تبديل نموده است . تا به جائى كه امروزه در ميان خود عامّه افرادى همچون دكتر طه حسين ، و شيخ محمّد عَبْده ، و سيّد محمّد رشيد رضا ، و أحمد
امام شناسى (فارسى) — صفحة 380 | السيد محمد حسين الطهراني