تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
به رسول الله بوده‌اند . در اين صورت كذب و دروغ أمثال عبد الله بن عمرو رضى الله عنه بر رسول خدا معقول نمىباشد تا آنكه آنچه را كه از اهل كتاب شنيده‌اند به پيغمبر نسبت دهند . چون اين مطلب را ديدم با شتاب به سوى « فتح البارى » گريختم ؛ و خدا گواه است كه آن خالى از عبارت أبُو ريَّه بود . پس در قول ابن حجر لفظ « از پيغمبر » نيست . آن را كاتب از نزد خود افزوده است . آيا تكذيب صحابه و افتراء بر آنها و انتحال بر علماء أمثال ابن حجر و غيره از امانت علميّه شمرده مىشود ؟ ؟ و تحقيقاً بر ما سوء نيّت ابو ريّه در مواضع كثيرى ثابت گرديده است كه برخى از آنها در ضمن بحث ما در پيرامون ابو هريره ظاهر مىشود . « 1 »

[ نقد گفتار محمد عجّاج در ردّ بر ابو ريّه ]

اينك كه اطراف و جوانب گفتار عجّاج خطيب به دست آمد و فىالجمله مُدَّعا و دليل او مبيّن شد ، موقع آن است كه فىالجمله بررسى نموده و نقاط ضعف و اشكال وى را در آن مكشوف داريم : وى همانطور كه ديده شد عبد الله بن عمرو را امين در نقل ، و صحيفهء او را صحيفهء مكتوبهء از جانب رسول اكرم صلّى الله عليه و آله مىداند و آن را اوّلين كتاب مُدَوَّن در اسلام مىشمرد ، و از كتاب ابو رافِع مقدّم مىپندارد ، ولى در تمام اين مدّعاها محلّ تأمّل و اشكال هست . اوَّلًا - امانت او را در نقل چگونه مىتوانيم بپذيريم در جائى كه ديديم : ابن قُتَيْبة دينورى عالم جليل و متتبّع و امام اهل سنّت و متّفقٌ عليه در ميان جميع دانشمندان عامّه ، صحيفهء او را در كتاب « المُؤتَلَف و المُخْتَلَف » و در كتاب « معارف » تضعيف مىكند ؟ ! و عالم خبير اهل تسنّن كه در گفتارش براى عامّه جاى اشكال نيست : مُغِيرة بن
هامش
( 1 ) همين مصدر ، پاورقى 4 از ص 351 .