قائل است و با هر گونه سعى و كوشش و إرائهء مطالب غير واقعى مىخواهد آن صحيفه را از صحف معتبرهء معمولهء مشهوره ، و صاحبش را صحابى معصوم و منزّه از كذب و خيانت قلمداد كند ، امّا أنَّى لَهُ ذَلِكَ ؟ در جائى كه مىبينيم كه در خودِ اهل سنّت آنان كه عِرْق نَصْب و عداوت با آل محمّد را ندارند ، صريحاً اين صحيفه را به واسطهء خيانتهاى مصنّفش از درجهء اعتبار ساقط مىدانند .
[ دفاع محمّد عجّاج از صحيفهء عبد الله بن عمرو ]
اينك قدرى به برخى از گفتار محمّد عجّاج نظر انداخته و سپس بحث مختصرى را پيرامون آن مىآوريم :
او مىگويد : الصَّحِيفَهُ الصَّادِقَةُ لِعَبْدِ اللهِ بْنِ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ ( تولّد 7 سال قبل از هجرت ، و وفات 65 بعد از هجرت ) .
رسول خدا صلّى الله عليه [ و آله ] و سلّم به عبد الله بن عمرو رضى الله عنه اجازه داد تا حديثش را بنويسد به جهت اينكه نويسندهء خوبى بود ؛ بنابراين او از آن حضرت بسيار نوشت . و صحيفهء ابن عمرو رضى الله عنه موسوم شد به « صحيفهء صادقه » - همانطور كه نويسندهاش اين نام را براى آن مىخواست - به سبب آنكه آن را از رسول الله صلّى الله عليه [ و آله ] و سلّم نوشته بود ، بنابراين راستترين روايتى است كه از پيغمبر روايت شده است .
آن را مجاهد بن جبر ( 21 - 104 ه ) نزد عبد الله بن عمرو ديده است و رفته است تا آن را برگيرد ، و عبد الله به وى گفته است : مَهْ يَا غُلَامَ بَنِى مَخْزُومٍ . « آرام باش اى جوان از طائفهء بنى مخزوم ! » مجاهد مىگويد : من به او گفتم : تو چيزى را ننوشتهاى كه از من كتمان دارى ! گفت : هَذِهِ الصَّادِقَةُ فِيهَا مَا سَمِعْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ [ وَ آلِهِ ] وَ سَلَّمَ وَ لَيْس بَيْنِى وَ بَيْنَهُ فِيهَا أحَدٌ . « 1 »
« اين صحيفهاى است كه در آن است آنچه را من از رسول خدا صلّى الله عليه ( و آله ) و سلّم شنيدهام و در آن ، ميان من و او يك نفر ديگر واسطه نبوده است . »
هامش
( 1 ) « المحدّث الفاصل » نسخهء دمشق ، ص 2 ب ج 4 ؛ و « طبقات » ابن سعد ، ص 189 ، قسمت 2 ، ج 7 ؛ و مانند آن در « تقييد العلم » ص 84 . [ تعليقه ]