تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
و به سبب آنكه از دستبرد به قرآن كريم عاجز شدند - چون قرآن با تدوين محفوظ بود و هزاران نفر از مسلمين نگهبان و پاسدار آن بودند و بدين لحاظ قرآن در حفظ و مصونيّتى آن‌چنان درآمده بود كه غير ممكن بود در آن كلمه‌اى را زياد كنند و يا حرفى را دسّ و تغيير دهند - به سوى حديث كردن و روايت آوردن از رسول پرداختند ، و به افتراء آن قدر كه مىخواستند وجهه گيرى نمودند . بر پيغمبر مطالب و احاديثى را افترا بستند كه از آن حضرت صادر نگرديده بود . « 1 » و آنچه آنها را بر اين امر يارى و كمك مىكرد آن بود كه احاديثى كه از رسول خدا در حياتش صادر شده بود ، نه معالمش محدود و نه اصولش محفوظ بود ؛ چرا كه در عصر آن حضرت صلوات الله عليه - حديث نوشته نشد به طورى كه قرآن نوشته شده بود ، و نه آنكه اصحابش پس از وى نوشتند . و در توان و قدرت هر شخص هواپرستى و يا مداخله كنندهء ناشايستى در آن صورت مىتواند بوده باشد كه با افترائات خودش به پيامبر دسّ و تزوير و خدعه نمايد و با دروغش بر او بجَهَد و اين كيدشان را بر ايشان آسان ساخت اين كه مشاهده كردند كه صحابه در معرفت آنچه نمىدانند از امور گذشتهء عالم به آنها رجوع مىنمايند . و يهود به علّت آنكه داراى كتاب بوده‌اند و به علّت آنكه در ميانشان علماء بوده‌اند ، أساتيد عرب به شمار مىآمدند در آنچه از امور اديان سالفه برايشان مجهول بوده است ، اگر در كارشان مخلص و صادق بوده باشند . حكيم : ابن خَلْدون چون در مقام گفتار از تفسير نقلى بر مىآيد و آنكه آن مشتمل بر غَثّ و سَمين و مقبول و مردود است ، مىگويد : و سبب اين آن است كه عرب اهل علم و كتاب نبودند ، بلكه فقط بَدَوى بودن و امِّى بودن بر آنان غلبه داشت . و چون ميل پيدا مىكردند تا اشراف حاصل كنند براى دانستن چيزهائى كه نفوس
هامش
( 1 ) ابن جوزى مىگويد : چون قدرت نداشتند كه در قرآن داخل سازند چيزى را كه از قرآن نبوده است ، گروه‌هائى شروع كردند كه در حديث زيادتيهائى را وارد كنند ، و تزوير و وضع كنند چيزهائى را كه پيغمبر نگفته بوده است . ( ص 14 ، ج 2 ، تاريخ ابن عساكر . )