وى مىتازد و دو اشكال به او مىنمايد كه هيچ يك از آنها داراى وزن و اعتبار نمىباشد . « 1 »
ذهبى مردى است كه از جهت تاريخ و علوم حديث و اطّلاع واسع بر نظير اين امور در ميان عامّه بى نظير و يا لا أقل كم نظير مىباشد . در اين صورت شهادت او را در برابر گفتار سيوطى رد نمودن و بدون دليل نپذيرفتن ، از انصاف به دور است .
و امّا اينكه ايشان عبد الله بن عمرو را صاحب « صحيفهء صادقه » شمرده و آن را از مدوّنات خالصه در سنّت رسول الله در زمان آن حضرت و اقدم و أسبق از همهء صحايف حتّى صحيفهء ابو رافع شمرده است ، اين هم ادّعائى است كه اگر آن را بشكافيم از درون آن مطالب عَفِن و كريه الرّائحة آنقدر بيرون مىآيد كه مشام هر انسانى را آلوده مىنمايد .
عبد الله بن عمرو بن العاص ، پسر عمرو عاصِ معروف و مشهور است كه در خلاف با رسول خدا صلّى الله عليه و آله و ايراد شعر در هَجْوِ آن حضرت مقدار عظيمى از تاريخ را اشغال كرده است .
پسرش عبد الله خدمت پيامبر مىرسيد و مطالبى را مىنوشت و از موافقين با حضرت أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب عليه السّلام بود ، چرا كه با مطالبى كه از پيامبر شنيده بود دربارهء آن حضرت به مقام شامخ و ولايت او خبير و بصير بود .
و لهذا هنگامى كه معاويه به پدرش عمرو عاص در مصر كاغذ نوشت و او را به جنگ با آن حضرت به شام فرا خواند و عمرو عاص با دو پسرش : محمّد و عبد الله مشورت كرد ، محمّد پدر را به جنگ تحريض و ترغيب نمود ، امّا عبد الله پدر را نكوهش كرد و فضايل مولا را برايش شمرد و نشان داد كه : مخاصمه با حضرت به خاطر حكومت مصر و معاونت معاويه در شام ، فروختن آخرت به دنيا و رهسپار جهنّم شدن است .
هامش
( 1 ) « السُّنَّة قبل التّدوين » ص 362 تا ص 364 تحت عنوان : آراء فى التّدوين .