تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
عمرو عاص به سخن او گوش فرا نداد و حرف محمّد را شنيد و به سوى شام روانه شد . ولى مع‌ذلك در تاريخ نديده‌ايم كه عبد الله عملًا با عمرو عاص مخالفت كرده باشد و براى كمك و معاونت أمير المؤمنين عليه السّلام در صفّين به ياران و اصحاب او بپيوندد ، بلكه با پدرش در ميان اصحاب معاويه عليه الهاوية بود . « 1 » راجع به روايات مرويّه از عبد الله بن عَمْرو ، و كتاب وى به نام « صحيفهء صادقه » كه خودش آن را بدين اسم ناميده است ، مطالب ضدّ و نقيض در ميان علماى عامّه و كتابهايشان بسيار است : در روايات كثيرى از أبو هُرَيره كه در جعل و تزوير در حديث به خاطر طرفدارى از معاويه و دربار او و مخالفت و خصومت با أمير المؤمنين عليه السّلام ، يگانه فرد شاخص در ميان اهل سنّت است و رواياتش سراسر كتب عامّه را فرا گرفته است ، چنين وارد است كه مىگفت : هيچ يك از اصحاب پيغمبر روايتش به اندازهء من نمىباشد مگر عبد الله بن عمرو عاص به جهت آنكه او مىنوشت و من نمىنوشتم .

[ كلام ابو ريّه در تكوّن اسرائيليات در حديث ]

أبو ريّه به تبع سيّد عبد الحسين شرف الدّين در كتاب « ابو هريره » كتابى به نام « شيخ المَضيرة : أبو هريرة » تدوين نموده است كه آن را به دنبال كتاب « أضواء » نگاشته و پرده از مطالبى برداشته است كه تا به حال در ميان عامّه چنين پرده بردارى به وجود نيامده است . و ما در اينجا براى شناختن هويّت كتاب « صحيفهء صادقه » و روايات عَمْرو ، ناچاريم برخى از مطالب وى را كه در ضمن ابحاث أبو هُرَيره و يا دخالت اسرائيليّات و اخبار مكذوبه نوشته است در اينجا ذكر نمائيم . أبو ريّه در تحت عنوان : « الإسْرَائيليَّات فى الحديث » مىگويد : از آنجائى كه شوكت دعوت محمّديه قوّت يافت و بازويش استوار گشت و در
هامش
( 1 ) در ج 2 ، از همين دورهء « امام‌شناسى » درس 25 تا درس 30 صفحهء 240 تا 242 مقدارى از شرح حال عمرو عاص و ولائش را به أمير المؤمنين عليه السّلام و سپس رجوعش را به واسطهء وعدهء معاويه حكومت مصر را به او آورده‌ايم .