تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
جمهور واقع نشد مگر در نيمهء قرن سوم تا قرن چهارم . « 1 » در اينجا شيخ محمود أبو ريّه شروع مىكند به بيان و تفصيل معايب تأخير تدوين .

[ دلائل اينكه تدوين عامّه در رأس صدهء سوم بوده است ]

بارى منظور ما از شرح و بيان أبو رَيَّه ، پاسخ و جوابى است كه در ضمن گفتار او به ادّعاهاى بى جا و بى موقع محمّد عجّاج داده شده است . در اين بيان ، بَدْوِ تدوين را دانستيم ، و سير حديث را تا طور چهارم آن كه تصحيح حديث پس از إفراد و مُجزَّا نمودن آن از اقوال و آراء صحابه و آثار ديگر و علوم مباينه با نفس حديث چون شعر و لغت بود ، دانستيم كه بالأخره تدوين سنّت به طور مجزّا در رأس قرن سوم و پايان صدهء دوم بوده است . و اهتمام عمر بن عبد العزيز بدين امر ، به چند جهت نقش عملى مهم ايفا ننمود : اوّلًا - به جهت آنكه خلافتش دو سال و اندى دوام يافت و معلوم نشد كه امر وى به تدوين در ابتدا بوده است ، يا وسط ، يا انتها ؟ چرا كه در صورت انتها يا وسط نزديك به انتها ، به واسطهء موانع خارجى صورت تحقّق طبعاً به خود نخواهد گرفت . و اين است مفاد و مغزاى سخن سيّد صدر در عدم معلوم بودن تاريخ امر او . ثانياً - او را به واسطهء عدالت نسبى ، و محبّت به اهل بيت ، و عدم افراط در بذل اموال به بنى اميّه طبق حكّام سابق بر او ، سمّ دادند و كشتند ؛ و خليفهء تازه روى كار آمده : يزيد بن عبد الملك هم كارى نكرد و امرى از او براى تدوين صورت نگرفت ، تا پس از چهار سال كه او بمرد و حكومت به هشام بن عبد الملك رسيد . ثالثاً - عمدهء امر عمر بن عبد العزيز به أبو بكر بن حَزْم بود نه به ابن شِهاب زُهْرى . او به ابن حَزْم نامه‌اى نوشت و وى را به تدوين سنّت رسول الله فرا خواند . امّا ابن حَزْم به واسطهء منع خلفاى پيشين بالاخصّ أبو بكر و عمر از كتابت ، چون تدوين
هامش
( 1 ) « أضْواءٌ على السّنّة المحمّدية أو دفاعٌ عن الحديث » طبع سوّم دار المعارف مصر ، ص 258 تا ص 268 .