تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
استدلال و احتجاج به آنها به طور مطلق جائز نبود . و ما پس از اين دربارهء اين مسانيد بحث مىنمائيم و از منزله و مرتبهء آنها در ميان كتب معروفهء حديث سخن مىگوئيم . امر تدوين بر اين نَهْج مستمر بماند تا آنكه طبقهء بخارى رسيد و از آنجا تأليف ، صورت جديدى به خود گرفت و در دور دگرى وارد شد ، و آن دورهء تنقيح و انتخاب و اختيار بود . حافظ ابن حَجَر در مقدّمهء « فَتْحُ الْبارى » گويد : از آنجائى كه بخارى اين تصانيف را ديد و آنها را روايت كرد و از رائحهء طيّبه و بوى خوش آن استشمام نمود و از رخسارهء آن پرده بر گرفت ، چنان يافت كه آنها به حسب وضع ، روايات صحيحه و حسنه را مشتمل است و بسيارى از آنها را عنوان ضعيف شامل ميگردد « 1 » ، بنابراين نمىتوان به آنها كلام راست و شايسته گفت ؛ پس همّت خود را برانگيخت براى جمع حديث صحيحى كه در آن شخص امين شكّ نمىآورد ؛ و عزمش را استوار ساخت آنچه از استادش : أمير المؤمنين در حديث و فقه : إسحق بن إبراهيم حَنْظَلى معروف به ابنِ راهَوَيْه شنيد . . . أبو عبد الله بن إسمعيل بخارى ميگويد : ما نزد إسحق بن راهَوَيْه بوديم ، وى گفت : « اى كاش شما كتاب مختصرى از صحيح سنّت رسول الله صلّى الله عليه [ و آله ] و سلّم جمع ميكرديد ! » گفتار او در دل من نشست و شروع كردم در جمع جامع صحيح . « 2 »

أطوارى كه تدوين در آن ، حالات مختلفى به خود گرفت

از آنچه گذشت دستگير شد كه : أحاديث رسول الله صلوات الله عليه را نه در زمان حياتش و نه در عصر صحابه و بزرگان تابعين تدوين ننمودند ، و اينكه تدوين پا به عرصهء وجود نگذارد مگر در قرن دوّم از هجرت در أواخر عهد بنى اميّه ، و اينكه تدوين در طريق واحدى راه خود را نپيمود بلكه در أطوار مختلفه‌اى انقلاب
هامش
( 1 ) أبو ريّه در تعليقه گويد : بلكه جعل و وضع حديث ؛ همانطور كه براى تو مُبَيّن خواهد شد . ( 2 ) ص 4 از مقدّمهء « فتح البارى » تأليف ابن حَجَر . [ تعليقه ]