و ابن وَهَب ( و در سنهء 197 بمرد ) .
و تبويب و تدوين علم رو به فزونى نهاد و كتب عربيّت و لغت و تاريخ و ايَّام النّاس مرتَّب و مبوّب گرديد . و قبل از اين عصر ساير علماء - و در روايتى ( أئمّه ) - چنين بودند كه از حفظ تكلّم مىنمودند و علم را از صحيفههاى غير مرتّبه روايت مىكردند - تا پايان گفتار ذهبى . « 1 »
و به علّت آنكه اين دانشمندان در عصر واحدى مىزيستند ، على التّحقيق معلوم نمىگردد كه كدام يك از آنان در تدوين أسبق بودهاند . لهذا بعضى گفتهاند : نخستين مُصَنِّف سعيد بن أبى عُرُوبَة بوده است ، و بعضى ابن جُرَيْج ، و بعضى ربيع بن صبيح ، و بعضى حَمَّاد بن سَلمَه را به شمار آورده اند .
ابن حَجَر مىگويد : اوّلين كس كه به جمع حديث پرداخت ربيع بن صبيح ، و سعيد بن أبى عُرُوبَة بوده است تا اينكه بزرگان طبقهء ثالثه « 2 » قيام نمودند و احكام را تدوين كردند .
در اين حال مالِك كتاب « مُوَطَّأ » را نوشت و در آن احاديث قويّهء اهل حجاز را انتخاب و اختيار نمود و آن را با اقوال صحابه و تابعين و كسانى كه بعد از آنان بودهاند ممزوج كرد .
دو حافظ : ابن حجر و عراقى مىگويند : اين جماعت در عصر واحد بودهاند ؛ لهذا معلوم نمىشود كدام يك در تدوين سبقت داشتهاند . و سپس جماعت كثيرى از اهل عصرشان در عمل بر مِنوال و اسلوب ايشان از آنان دنباله روى
هامش
( 1 ) ص 351 ج 1 از كتاب « النّجوم الزاهرة » و ص 101 « تاريخ الخلفاء » سيوطى بنابه تعليقهء أبو ريّه . و چون براى تطبيق به كتاب « النّجوم الزّاهرة » مراجعه شد ، كاملًا حكايت ، مطابق اصل بود به استثناى سنهء وفات اين علماء اهل تدوين كه أبو ريّه از نزد خود اضافه نموده است . و انتهاى كلام ذهبى كه أبو ريّه بدان اشاره نموده است ، اين مىباشد : فَسهُل و للّه الحمد تناولُ العلم فأخَذ الحفظ يتناقص ، فللّه الامر كلّه انتهى كلام الذّهبى .
( 2 ) طبقه در اصلاح مشايخ عبارت است از جماعتى كه در سنّ و ملاقات مشايخشان اشتراك دارند .