تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
وى علىرغم بُخْلى كه داشت ، در اين راه اموال سرشارى را مصرف نمود . و چنين آورده‌اند كه : عنايت وى در تشييد و تعضيد علوم اسلاميّه متوقّف نگرديد ، بلكه او علماء و مترجمين را وادار مىنمود آنان كه از سريان و فارس بودند تا از فارسى و يونانى به عربى نقل كنند : علوم طبّ و سياست و حكمت و فَلَك و تنجيم و آداب و منطق و غيرها را . « 1 » بر اين اصل او اوّلين حاكمى بود كه براى وى كتبى از لغتهاى ديگر به عربى ترجمه شد ، با وجود آنكه عنايت او به حديث و جمع‌آورى و تدوين آن ، عنايت فائقى بوده است تا به جائى كه چون به او گفته شد : هَلْ بَقِىَ مِنْ لَذَّاتِ الدُّنْيَا شَىْءٌ لَمْ تَنَلْهُ ؟ ! فَقَالَ : بَقِيَتْ خَصْلَةٌ : أنْ أقْعُدَ فِى مِصْطَبَةٍ وَ حَوْلِى أصْحَابُ الْحديثِ ! « آيا از لذّات دنيا چيزى هنوز باقى مانده است كه بدان نائل نگشته باشى ؟ ! گفت : يك چيز باقى مانده است : آنكه روى مِصطبه و تختى بنشينم و گرداگرد من اصحاب حديث بوده باشند ! » و چنان كه در بعضى از روايات وارد است : منصور همان كس است كه به مالك ابن أنس اشاره نمود تا كتاب « مُوَطَّأْ » را تأليف كند . صَوْلى مىگويد : منصور اعلم مردم به حديث و أنساب بود . و شگفتى نيست در آنكه رجال حديث در عهد منصور زياد گردند و علماء در طلب آثار رسول اشتداد و اهتمام نمايند و در گردآورى و تدوينش رغبت كنند ، با وجود آنكه عمر بن عبد العزيز گفته است : إنَّ السُّلْطَانَ بِمَنْزِلَةِ السُّوقِ يُجْلَبُ إلَيْهَا مَا يُنْفَقُ فِيهَا ؛ فَإنْ كَانَ بَرّاً أتَوْهُ بِبِرِّهِمْ ، وَ إنْ كَانَ فَاجِراً أتَوْهُ بِفُجُورِهِمْ . « 2 »
هامش
ترجمه گشت . و نخستين كسى است كه ميان بنى عبّاس و علويّين تفرقه افكند پس از آنكه امرشان بر نهج واحد بود . در سنهء 136 ه دست به ولايت امور زد و در سنهء 158 ه بمرد . ( 1 ) ص 72 از كتاب « تاريخ آداب اللّغة العربيّة » سكندرى . ( 2 ) در اينجا روايت ديگرى است كه أبو حازِم أعْرَج به سليمان بن عبد الملك گفت : إنّما السلطان سوقٌ فما ينفق عنده حمل إليه . « سلطان فقط حكم بازارى را دارد ، پس آنچه نزد او رواج دارد