أواخر عصر بنى اميّه نشأت گرفت و بر طريقى غير مرتّب از صحف پيچيده به هم و غير منظّم بدون آنكه بر ابواب و فصولى منقسم باشد ، بوده است .
و امكان دارد اين طرز تدوين بر اساس تدريسى كه در مجالس علمى آن زمان بر پا مىگشته است تحقّق يافته باشد ، زيرا كه آن مجالس اختصاص به علمى از علوم نداشت و مجلس واحد مشتمل بر علوم متعدّدهاى بوده است .
عطاء مىگويد : من مجلسى را گرامىتر و عظيمتر از مجلس ابن عبّاس نديدم و از جهت كثرت فقه و عظمت هيبت مانند آن نيافتم . اصحاب قرآن از او سؤال مىكردند ، و اصحاب عربيّت از او سؤال مىكردند ، و اصحاب شعر از او سؤال مىكردند و همهء ايشان از وادى گسترده و پهناورى بيرون مىشدند . « 1 »
و عُمَر بن دينار مىگويد : من مجلسى را به جامعيّت مجلس ابن عبّاس در هر خيرى نديدم : حلال و حرام و تفسير قرآن و عربيّت و شعر .
اين طَوْرِ اوّل از تدوين بود و از آن هيچ كتابى به ما و اصل نگرديده است .
تدوين در عصر عبّاسى
سِكَنْدرى مىگويد :
علماء در عصر عبّاسى نشاطى و سرعتى به تهذيب آنچه در كتب نوشته شده بود و به تدوين آنچه در سينهها به حفظ نگهدارى شده بود ابراز داشتند ، و آنها را مرتّب و مبوّب نموده به صورت كتابهائى در قالب تصنيف ريختند .
و از قوىترين اسباب در اقبال علماء بر تصنيف در اين عصر ، ترغيب و اهتمام خليفه أبو جعفر منصور « 2 » بر آن ، و حمل او أئمّهء از فقهاء را بر جمع حديث و فقه بود .
هامش
( 1 ) از عبد الرّحمن بن أبى الزّناد از پدرش روايت است كه او گفت : ما هر چه را از حلال و حرام بود مىنوشتيم ؛ أمّا ابن شهاب هر چه را كه مىشنيد مىنوشت . ( ص 73 ج 1 ، « جامع بيان العلم و فضله » ) [ تعليقه ]
( 2 ) أبو جعفر منصور اوّلين خليفهاى است كه براى او كتابهاى سريانى و عجمى به عربى