صنعا طلبيد و او براى وى كتاب « الْمُلُوكُ وَ الاخبارُ الْمَاضِيَة » را نوشت ، و وَهَب بن مُنَبِّه و زُهْرى و موسى بن عَقَبَة نيز در اين زمينه كتابهائى را نگاشتند .
و ليكن اينها قانع نمىكند كه بَحَّاثين در تاريخ علوم و تصنيف ، عصر بنى اميّه را عصر تصنيف محسوب دارند ، زيرا كه در آن عصر كتابهاى جامعِ شاملِ مبوّبِ مفصّل نقش هستى به خود نگرفت . و تمام اينها مجموعههائى بود كه بر حسب ورودشان و اتّفاق روايتشان تدوين مىشدند . « 5 »
غزالى در « احياء العلوم » مىگويد : « كتب و تصانيف ، چيزهاى حادثى مىباشند و حتّى يكى از آنها در عصر صحابه و صدر عصر تابعين نبود ، و حدوث آنها پس از سنهء 120 ه و پس از وفات جميع صحابه و جُلِّ تابعين رضى الله عنهم بوده ، و بعد از وفات سعيد بن مُسَيّب ( متوفَّى در سنه ه ) و حسن بَصْرى ( متوفَّى در سنهء 110 ه ) و بعد از وفات خوبان و برگزيدگان از تابعين بوده است .
بلكه نخستين أصحاب ، كتابت حديث را ناپسند مىشمردند و تصنيف كتب را مكروه ميداشتند براى اينكه مردم از حفظ و از قرآن بدانها مشغول نگردند و از تدبّر و تفكّر و تذكّر باز نمانند ، و مىگفتند : سنّت را حفظ كنيد همين طور كه ما حفظ ميكرديم . . . » « 6 »
و ملخّص و محصّل آنچه ذكر شد آن است كه : اوّلين مرحلهء تدوين حديث از
هامش
خزينه نهاد - او در سال 85 ه بمرد . [ تعليقه ]
عبيد بن ساريَه و در روايتى شَرية جُرهُمى ؛ معاويه وى را از يمن به شام طلب كرد براى آنكه از او أخبار پادشاهان عرب و عجم را بپرسد . و امر كرد تا آنچه را كه ميگويد تدوين كنند و به او نسبت دهند ، و اين اوّلين تدوين در علم تاريخ مىباشد . ( « فهرست » ابن نديم طبع ليبسك ص 89 ) و جاحظ در كتاب « بخلاء » گويد : او نميدانست مگر ظاهر لفظ را . يعنى فقط راوى بود . [ تعليقه ]
( 5 ) اين گفتار را از كتاب « تاريخ آداب اللغة العربيّة فى العصر العبّاسى » تأليف شيخ أحمد الإسكندرى مدرّس در مدرسهء دار العلوم ، مطبوع در مطبعهء سعادت مصر سنهء 1330 ، در بحث از تدوين و تصنيف در أوائل عصر عبّاسى از ص 71 تا ص 74 ، در تعليقهء ص 351 از ج 1 كتاب « النّجوم الزّاهرة فى ملوك مصر و القاهرة » طبع اوّل مطبعهء دار الكتب المصريّة در قاهره سنهء 1348 ه ، ذكر كرده است .
( 6 ) ص 79 ، ج 1 ، از طبع بولاق سنهء 1296 ه . [ تعليقه ]