و زُهْرى نيز اين طور مىگويد : اسْتَكْتَبَنِى الْمُلُوكُ فَاكْتَتَبْتُهُمْ ، فَاسْتَحْيَيْتُ اللهَ إذْ كَتَبَهَا الْمُلُوكُ ألَّا أكْتُبَهَا لِغَيْرِهِمْ . « 1 »
« پادشاهان مرا به كتابت احاديث وادار كردند پس من براى آنان نوشتم . در اين صورت از خدا شرمم آمد كه پادشاهان براى خودشان نوشتهاند ، من براى غير ايشان ننويسم . »
و اين فقط بدان سبب بود كه مسلمين در اوّل اسلام همّشان مقصور بر كتابت قرآن بود . امّا حديث را از طريق روايت و نقل سنّت به هم مىسپردند و در اين امر تنها به قوّهء ذاكره و حافظهء خود متّكى بوده اند .
در عصر بنى اميّه ، تدوين مرتَّب و منظّمى را اعتبار نكردند
علماء ، عصر بنى اميّه را عصر تصنيف منظّم به شمار نياوردهاند ، زيرا از آثار اين عصر كتابهاى جامع و مبوّبى را نيافتهاند ، و فقط يافتهاند كه آنچه به عمل آوردهاند و در قالب نوشتن ريختهاند فقط مجموعههائى بوده است كه حامل علم واحدى نمىباشد ، بلكه حديث و فقه و نَحْو و لغت و خبر و أمثال اينها را در مجموعهء واحدى به هم ضميمه نموده بودند .
استاد عالم أحمد سِكَنْدَرى در كتاب خود : « تاريخ آداب اللغة العربيّة » « 2 » گويد : عصر دولت بنى اميّه منقضى گشت و غير از قواعد نحو و برخى احاديث و اقوال فقهاء از صحابه در تفسير چيزى مدوّن نگشت . و روايت شده است كه : خالد بن يزيد « 3 » كتابهائى را در علم فَلَك و كيمياء ترتيب داد ، و معاويه ، عُبَيْد بن سارِيَه را « 4 » از
هامش
( 1 ) ص 77 ، ج 1 « جامع بين العلم و فضله » ابن عبد البرّ .
( 2 ) ص 72 .
( 3 ) آوردهاند كه خالد بن يزيد بن معاويه كتب فلاسفه و نجوم و كيمياء و طبّ و حروب و غيرها را به عربى ترجمه كرد . و ترجمهها احياناً از لغت يونان به عبرانيّه و از عبرانيّه به سريانيّه و از سريانيّه به عربيّه بوده است . و او نخستين كسى است كه كتب براى او گرد آمد و آنها را در