همچنان كه بعداً براى تو روشن مىگردد - إكراه داشتند . امّا دير زمانى اين كراهت نپائيد تا تبديل به رضايت گرديد ، و ابن شهاب از خِصِّيصين هشام و داراى مقامى رفيع نزد وى گشت و با او حجّ نمود و هشام او را « معلّم اولاد خود » قرار داد تا اينكه پيش از هشام به فاصلهء يك سال بمرد ، و هشام در سنهء 125 ه فوت نمود .
به مرگ هشام اركان دولت بنى اميّه متزلزل گشت و رفته رفته به تدريج اضطراب در آن پديد آمد .
پس از آن تدوين در طبقهاى كه دنبال طبقهء زُهرى بود شيوع پيدا كرد و اين امر به واسطهء تشجيع بنى عبّاس صورت گرفت .
ابن شهاب زُهْرى را كه اوّلين تدوين كنندهء حديث شمردهاند شايد به جهت آن بوده است كه بنى اميّه از او اخذ كرده و پيروى مىنمودند .
در « تذكرة الحفَّاظ » گويد : خالد بن مَعْدان حِمْصى هفتاد صحابى را ملاقات كرد و حديث را مىنوشت و داراى مصنَّفاتى مىباشد ؛ و ليكن از اين مصنّفات ذكرى در كتب حديث به ميان نيامده است . ابن مَعْدان در سنهء 104 ه فوت نموده است .
و حافظ ابن حَجَر در مقدّمهء « فَتْحُ الْبَارى » پس از آنكه مبيّن ساخته است كه آثار پيامبر در عصر اصحاب و أعاظم تابعين در جوامع مُدَوَّن و مرتَّب نبوده است به جهت آنكه آنان را از كتابت نهى كرده بودند همانطور كه در « صحيح » مسلم ثابت است ، چنين گويد : « پس از آن چون علماء در شهرها زياد شدند و بدعتها از ناحيهء خوارج و روافِض . . . رو به فزونى گذارد ، در اواخر عصر تابعين ، تدوين آثار و تبويب أخبار قدم به مرحلهء ثبوت نهاد - الخ » .
بخارى و تِرْمَذى از أبو هريره روايت نمودهاند كه وى گفت : هيچ كدام از اصحاب پيغمبر صلى الله عليه و آله روايتشان از من بيشتر نبود مگر روايات عبد الله بن عَمْرو به سبب آنكه او مىنوشت و من نمىنوشتم . « 1 » و مُحَدِّثين آنچه را كه در صحيفهء محدِّثى يا عالمى
هامش
( 1 ) بغدادى آورده است كه : آنچه عبد الله بن عَمْرو در صحيفهء خود كه آن را « صحيفهء صادقه »