آنچه را كه سيوطى ذكر كرده ذكر ننموده است ؛ بلكه هيچيك از علماى أهل سنّت كه راجع به « اوّلينها » چيزى نوشتهاند مطلب سيوطى را ذكر نكردهاند . مگر آنكه بگوئيم : مُسْتَبْعد است به مثل قول عمر بن عبد العزيز أخذ نكنند ؛ و شايد پس از آن به جمعآورى پرداخته اند .
بنابراين حكم به جمع حديث در رأس صدهء دوّم كه پايان قرن اوّل مىباشد ، گفتار راست و استوار و ثابت شدهاى نيست . خداوند ما را از شتابزدگى در گفتار مصون بدارد .
چون اين مطلب معلوم شد ، بدانكه : شيعه نخستين كسانى مىباشند كه در جمع آثار و أخبار در عصر خلفاء النَّبىِّ المختار - عليه و عليهم الصّلاة و السّلام پيشى گرفتند . ايشان اقتدا به امامشان أمير المؤمنين عليه السّلام نمودند ؛ زيرا أمير المؤمنين عليه السّلام در عصر رسول الله صلّى الله عليه و آله در اين زمينه تصنيف فرمود .
در اينجا مرحوم صدر شرحى از تدوين جامعه ، از اصل « بصائر الدَّرجات » ذكر مىكند و سپس از تدوين أبو رافع مفصّلًا سخن به ميان مىآورد . « 1 »
[ ردّ بى فائدهء محمّد عجاج خطيب بر سيد حسن صدر ]
محمّد عجّاج خطيب در كتاب خود ، بعد از ذكر كلام المرجع الدِّينىّ الاكبر السّيد حسن الصَّدر ( 1272 - 1354 ه ) در كتاب « تأسيس الشّيعة لعلوم الإسلام » بدين گونه ايرادهاى او را به پندار خود يكايك ردّ مىكند .
وى مىگويد : آنچه را كه سيوطى ذكر كرده است ، غلط و پندار نيست بلكه حقيقت علمى است كه براى ما در بحثهاى گذشته روشن شد .
و امّا كوتاهى مدّت خلافت عمر بن عبد العزيز و عدم تاريخ زمان أمر وى ، منافات با استجابت علماء امر خليفه را ندارد . و امّا اينكه ناقلى اين را نقل ننموده است حكمى است كه دليل آن را رد مىكند ؛ زيرا ناقلين بسيارند . و ابن عبد البرّ تصريح دارد بر آنكه : ابن شِهاب امر خليفه را امتثال نمود و حديث را در دفاترى نگاشت ؛
هامش
( 1 ) « تأسيس الشّيعة لعلوم الإسلام » ص 278 تا ص 280 .