چرا كه براى ما به ثبوت رسانيد كه : چگونه جواز نقل به معنى در روايت كار خود را كرد ، و آن تحقيقاً ضررى عظيم بر دين و بر لغت و أدب بود همانطور كه إنشاء الله قريباً اين مطلب را روشن خواهيم نمود . « 1 »
منظور ما از آوردن اين روايات كثيره از « صحيح » بخارى به نقل اين مرد بيدار سنّى مذهب آن بود كه : اصل تحقّق اين صحيفه بنابر روايت كثيرهء مخالفين ، سندى است براى شيعه در كتابت و تدوين أمير المؤمنين عليه السّلام . و امّا اشكال او به اين نحو كه ملاحظه شد وارد نيست ؛ به علّت آنكه هر راوى گوشهاى از آن را روايت و ذكر نموده است و اين فقط دربارهء مسائل حدودِ ديات و جِراحات و نظائرها بوده است ؛ و امّا جميع مسائل در امور مهمّه و مختلفه در كتاب « جامعه » بوده است كه شرح و تفصيل آن گذشت همانطور كه أبو رَيَّه خود بدان تصريح دارد ، در آنجا كه مىگويد : شيعه مىگويد : اوَّلين كسى كه حديث را گردآورى كرد و در أبواب مختلف مرتّب ساخت أبو رافِع مولاى رسول الله بود « 2 » ؛ و وى داراى كتابى است در سُنَن و احكام و قضايا . شيعه مىگويد : از أبو رافع مُقَدَّمتر در ترتيب أبواب الحديث و جمع آن در أبواب كسى نيست . « 3 »
و عالم كبير محمّد حسين آل كاشف الغِطاء نجفى در كتاب خود به نام
هامش
( 1 ) « أضواءٌ على السّنّة المحمّدية ، أو دفاعٌ عن الحديث » طبع سوّم دار المعارف مصر ، ص 94 تا ص 96 .
( 2 ) يعنى أبو رافع غلام رسول خدا بود ، و اسم او اسْلَم بود در ابتدا بندهء عباس بن عبد المطلّب بود و او را به رسول اكرم بخشيد و او براى رسول الله منبرى ساخت از أثْلُ الغَابَة . و كنيز رسول خدا : سَلْمى در نكاح أبو رافع بود و براى وى عبيد الله بن أبى رافع را زائيد كه او كاتب أمير المؤمنين عليه السّلام شد . ( أثل درختى است شبيه طرفاء كه داراى چوبى محكم است و از آن كاسه و بشقاب مىسازند . و غابه به معنى نيزار است يعنى از نوع درختى كه نامش أثل بود و در نيزار روئيده بود . )
( 3 ) ص 27 و ص 28 از كتاب « الشّيعة و فنون الإسلام » لمؤلّفه سيد حسن صدر از علماى عراق ، مطبعهء عرفان ، صيدا سنهء 1331 .