ارتحال پدر أمْجَدش هفت ساله يا نه ساله بود ، و اضافه كنيد كه : حدود دو سال هم كه حضرت امام رضا عليه السّلام در سفر بودند و رابطهء ظاهرى در ميان نبود ؛ بنابراين حضرت جواد الائمّه عليه السّلام فقط پنج سال يا هفت سال پدر را ادراك كرده است .
شما در جواب اين مهم مىگوئيد : علوم آنان علوم لَدُنِّيّه مىباشد . امام حضور و غيبت ندارد ، همان كودك چهار ساله و يا كودك پنج يا هفت ساله به واسطهء انكشاف حقايق توحيد و معرفت در دل او مىتواند امام امّت گردد ، و پيشوا و مقتداى پيرمردان هشتاد و نود سالهاى شود كه مسلَّماً فاقد اين درجهء از توحيد و معرفت و سعه و إحاطهء كلّيّه مىباشند ، و إلّا تقدّم مفضول بر أفضل صورت مىگيرد و اشكال شما به ابْن أبِى الْحَديد كه : الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى قَدَّمَ الْمَفْضُولَ عَلَى الافْضَل بى رنگ خواهد شد .
اين جواب اختصاص به امام زمان و حضرت جواد - عليهما افضل الصّلاة و السّلام ندارد ، دربارهء جميع امامان از اين قرار است . پس امامان داراى علم كَسْبى و داراى علم لَدُنِّى و غير اكتسابى مىباشند .
ثالثاً آيات قرآن كه علم غيب را منحصر در خدا مىداند بجاى خود محفوظ است ، و ليكن مقصود استقلال است ، ولى اگر خدا به غير خود از جهت ظهور و مظهريّت عطا كند و استقلالى در ميان نباشد چه اشكالى را در برخواهد داشت ؟ !
رابعاً دأب شيعه و امامان شيعه اين بوده است كه : آيات قرآن همه را با هم مىنگريستند و عامّ و خاصّ آنها را ملاحظه مىنمودند . آيات حصر علم غيب در خدا عموميّت دارد ، ولى آيه :
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً . لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَ أَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ وَ أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً
« 1 » خاصّ است و عموم آنها را تخصيص مىزند ، و مُفاد و نتيجهاش اين
هامش
( 1 ) آيه 26 تا آيه 28 از سوره 72 : جنّ « خداوند عالم به تمام غيب است و بس . پس بر