روان گرديده است . آيا تو چنين مىبينى كه : ايشان دانستند و هدايت شدند ، امّا ما جاهل مانديم و گمراه شديم ؟ ! »
و حضرت امام باقر عليه السّلام مىگويد : لَوْ كُنَّا نُحَدِّثُ النَّاسَ بِرَأيِنَا وَ هَوَانَا لَهَلَكْنَا ؛ وَ لَكِنَّا نُحَدِّثُهُمْ بِأحَادِيثَ نَكْنِزُهَا عَنْ رَسُولِ اللهِ ، كَمَا يَكْنِزُ هَؤُلآءِ ذَهَبَهُمْ وَ فِضَّتَهُمْ .
« اگر ما به رأى خود و هواى خود براى مردم سخن مىگفتيم تحقيقاً هلاك گرديده بوديم ؛ و ليكن ما با آنها گفتگو مىنمائيم با احاديثى كه از رسول خدا جمع كرده و نگهدارى نمودهايم همان طورى كه اين مردم طلايشان را و نقره شان را حفظ نموده و اندوخته مىكنند . »
و از اينجا روشن مىشود جهل يا دَسّ موجود در كلام آن كه گفته است : شيعه چنان مىدانند كه : علم أئمّه الهامى است و كسبى نيست ؛ و برخى پا را از اين فراتر نهاده و به شيعه نسبت دادهاند گفتار به اين را كه بر امامان وحى نازل مىشود ؛ و اين گفتار را علاوه بر آنچه از احاديث بيان نموديم ، باطل مىكند آنچه شيخ مفيد در كتاب « أوَائل الْمَقالَات » فرموده است :
قَامَ الاتِّفَاقُ عَلَى أنَّ مَنْ يَزْعُمُ أنَّ أحَداً بَعْدَ نَبِيِّنَا يُوحَى إلَيْهِ فَقَدْ أخْطَأَ وَ كَفَرَ . » « 1 »
« اجماع و اتّفاق بر آن استوار است كه : هر كس گمان كند كه بر احدى پس از پيمبر ما وحى نازل مىشود ، تحقيقاً خطا كرده و كافر شده است . »
اين بود كلام مغْنِيه كه از روى محبّت و دفاع از حريم تشيّع دربارهء علم امام نگاشته است . و ليكن نبايد اين محبّت و دلسوزى به جائى بكشد كه بعضى از سرمايههاى اصيل امامان را به خاطر دفع كلام سُنِّيان و إخماد نائرهء غوغا و صحنه سازى و آشوبگرى آنان به خاك نسيان سپرد .
[ نقد كلام مغنيه و أمثال او در علم غيب امامان ]
كلامى را كه مغنيه از أعلام نقل كرده است و خودش نيز بيانى در پيرامون آن
هامش
( 1 ) كتاب « الشيعة فى الميزان » قسمت الشّيعة و التّشيع ص 42 تا ص 45 طبع دار التعارف بيروت ؛ و در طبع جداگانه ص 42 تا ص 45 .