سيّد امين كه اماميّه جمعاً به علمش و دينش وثوق دارند جفر را به معنى علم غيب از أهل بيت نفى مىكند ، و عالمى عظيم از حَنَفيها اثبات مىنمايد و مىگويد : « عِنْدَهُمْ عِلْمُ مَا يَحْدُثُ إلَى انْقِرَاضِ الْعَالَمِ . »
و از اينجا روشن شد كه : گفتار شيخ ابو زُهره و غير او از كسانى كه قول به جفر را از اختصاصات اماميّه دانستهاند و بدانها نسبت دادهاند كه : ايشان چنين مىدانند كه : اهل بيت از علم جفر استخراج علم غيب مىكنند ، و أمثال اين مطالب را كه غير اماميّه از فرق اسلاميّه إدّعا مىكنند و به اماميّه نسبت مىدهند ، منظورى ندارند مگر آنكه تشنيع و تعييب كنند و باد فتنه و فساد برانگيخته ، هوا را غبارآلود ، و آب را گلآلود نمايند . همين طور است گفتارشان در دعوى تحريف قرآن ، و نقص از آن ، و دعواى وَحْى و إلهام به امامان .
و به همهء اين سخنان اضافه كن كه مسألهء جفر از اصول دين و از اصول مذهب نزد اماميّه نيست ، بلكه تنها يك امر نقلى مىباشد به تمام معنى الكلمه مانند مسألهء رجعت ، هر كس برايش ثابت شود ايمان مىآورد و هر كس برايش ثابت نشود آن را ردّ مىنمايد . و وى در هر دو حال مسلمان سنّى است اگر سنّى باشد و مسلمان شيعى است اگر شيعه باشد . « 1 »
در آنچه آية الله سيّد محسن امين و شيخ محمد جواد مغْنِيه ، علم جفر را به معنى خصوص علم غيب به طريق استكشاف نسبت به مواقع و وقايع آتيه نفى نمودهاند - البته دانستيم كه : در « اعيان الشّيعة » علم به اخبار از بعض حوادث آينده را ضميمه مىكند ، ولى در « نقض الوشيعة » بنابر نقل مغنيّه آن را يكسره انكار مىنمايد - مواضعى از محلّ تأمّل و اشكال وجود دارد ، و ما قبل از آنكه آن مواضع را مشخّص سازيم لازم است به كلام مغْنِيه دربارهء علوم امام گوش فرا دهيم ، و سپس
هامش
( 1 ) كتاب « الشِّيعة فى الميزان » قسمت الشِّيعة و التّشيع ، ص 56 و ص 57 طبع دار التعارف بيروت . و در طبع جداگانهء « الشّيعة و التّشيّع » مكتبة المدرسة و دار الكتاب اللبنانى بيروت ص 56 تا ص 58 .