مستشرقين و خاورشناسانى كه در بحث و تحرير و تقرير و تدوين عقائد شرقىها از نزد خود چيزى اضافه و يا كم نمودهاند و يا تغييرى در بيان آن دادهاند ، از درجهء اعتبار ساقط و مردم آنان را بدون هويّت و شخصيّت در جهان علم مىشناسند . و تازه مستشرق ديگر بعداً مىآيد و گفتار او را ابطال مىكند و مواضع تحريف را نشان مىدهد . امّا افراد خاورشناس اصيل كه بسيار كماند - هيچگاه از تفحّص خود دست بر نمىدارند و تا در استقراء و فَحْص خود به يقين نرسند چيزى را به قومى نسبت نمىدهند ، و خود را كاملًا بى طرف نموده ، از آراء و افكار و أهواء خود در آن نمىافزايند ، و معتقدات خويشتن را با آن نمىآميزند ؛ تا چه رسد به شخصى كه اگر شخصيت و آبروئى پيدا كرده باشد ، در اثر شخصيّت و آبروى پدر بزرگوار اوست كه اگر بندبندش را جدا كنند نمىتواند منكر حضرت صاحب الزَّمان بشود . آنگاه اين فرزند در اين دائرة المعارف شيعه ، اصل و عمده و ستون آن را بشكند ، و آنان را أبتر و دُم بريده و بدون ولىّ و سرپرست و صاحب اختيار بر خلاف نصوص صريحهء رسول خدا و امامان يكى پس از ديگرى ، و مشاهده و ديدار ارباب صاحب يقين ، بداند و اين عقيده را بدين گروه منتسب سازد . اين منطق در منطق صاحب بصيرتان ، منطق متعفّن و گنديده به بوى تجدّد و غرب زدگى و فراموش كردن اصالت خانوادگى و دستخوش آراء فرومايه و پست كوته نظران گرديدن است .
سيّد حسن امين همچنين گويا دربارهء حذف بقيّه الله الاعظم از دائرة المعارف خود نيز خود را مواجه حملاتى ديده است كه در طبع مجدَّد آن كه در سه جلد قطور است كه مجموعاً دوازده جلد است و جلد اول آن شامل بر چهار مجلّد از طبع نخستين مىگردد ، در طبع سوّم سنهء 1401 هجرى قمرى دار التعارف بيروت ، در مجلّد اول در جزء دوم كه عين آن مطالب طبع پيشين را تا حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام ذكر كرده است و در ص 62 خاتمه داده است ؛ به دنبال آن در صفحهء بعد فقط 7 سطر كوتاه بدين الفاظ امام زمان را معرفى كرده و مىخواهد خود را از تهاجم افكار برهاند .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 260
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٦٠