آنگاه شروع مىكنند به سيرهء حضرت فاطمهء زهراء عليها السَّلام ، و سپس حضرت امام حسن مجتبى و همچنين يكايك از امامان تا حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام ، و در صفحات آن كه هر يك داراى سه ستون مىباشد در صفحهء 94 أئمّه عليهم السلام را به حضرت عسكرى ختم مىكنند و يك كلمه نامى از امام زمان نمىآورند . و پس از بحثى از سيّد محمد باقر صدر در تحت عنوان دَوْرُ الائِمَّةِ فى الحياة الإسلاميّة كه به صفحهء 97 خاتمه پيدا مىكند ، از صفحهء 98 شروع به بحث مطالب طبق حروف معجم كرده و اوَّلين حرف معجم كتاب را « آب حيات » قرار مىدهند ، و سپس به بحث در مطالب به ترتيب حروف معجم مىپردازند .
بارى ايشان در اينجا كه به نام دائرة المعارف شيعه مىباشد ، و اين كتاب معرّفى مذهب شيعه است و منظور از شيعه شيعهء اثنا عشرى است نه احَد عشرى ، نامى از حضرت بقيّة الله نمىبرند ، و كتاب را دربارهء بحث و معرّفى امامان تشيّع به حضرت عسكرى ختم مىنمايند .
آيا اين صحيح است كه : انسان دائرة المعارفى به نام عقيدهء طائفهاى بنويسد ، و در معتقدات آنها از نزد خود تصرّفى كند ؛ آنگاه آن را به آن طائفه نسبت دهد ؟ !
روى سخن ما بلكه سخن هر مرد عادى و عامى با ايشان بر اين است كه : عقيدهء شما امام زمان نيست نباشد ؛ چرا آن را به شيعه نسبت مىدهى ؟ ! و به عنوان معرّفى أئمّهء شيعه به حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام پايان مىدهى ؟ !
ما نمىگوئيم : شما شيعهء دوازده امامى باش ! ما نمىگوئيم شما حتّى مسلمان باش ! فرض مىكنيم : شما يك نفر مرد يهودى يا نصرانى كه ابداً عقيده به رسالت ندارند ، تا چه رسد به ولايت و خاتميّت حضرت بقيّة الله - عجّل الله تعالى فرجه المبارك - . وقتى يك نفر يهودى و يا نصرانى از عقيدهاى دربارهء قومى مىنويسد ، نمىتواند عقائد خود را در آن داخل كند و عقيدهء آن گروه را ممزوجى از عقيدهء خود و عقيدهء آنان به شمار آرد و تحويل دهد . ملل مختلفهء جهان در آداب تفتيش عقائد و رسوم هر قوم ، اين قاعدهء صحيح را بايد مراعات كنند .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 259
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٥٩