زمان را قبول ندارد آن را نسبت به پدر عالم شيعهء زحمت كشيدهء رنج بردهء از دنيا رفتهء غير قادر بر تكلّم بدهد ، و از لسان او و قلم او امامت را به حضرت عسكرى ختم كند و آن عالم را در دنيا به يازده امامى معرّفى كند .
مىدانيد : مسأله چقدر ذى اهميّت است ؟ ! به عقيدهء حقير جرم و جنايتى از آن بالاتر نيست .
آخر اى عزيز من ! تو امام زمان را قبول ندارى ، نداشته باش ! مباركت باشد ! چشمت كور است ، كور باشد . كسى به تو و أمثال تو از فرنگى مآبها اصرار ندارد كه بفهمند و بدانند ؛ و ليكن چرا اين را به عالمى جليل و مرجعى بزرگوار ، و مؤلّفى به نام مؤلّف شيعه ، و رنجديدهاى در عمر متجاوز از هشتاد سال در كتابخانهها و با تأليفات و عبادتها و زيارتها و . . . نسبت مىدهى ؟ !
چرا از لسان وى و قلم وى امام زمان را حذف مىكنى ؟ ! و خط بطلان بر آن مىكشى ؟ ! شما خودت در كنفرانسها و برخوردهاى با فُكُلىمآبان همقطار بيروتى و دانشگاهى خود هر چه مىخواهى انكار كن ! و به نام خودت كتاب و دائرة المعارف بنويس و در آنجا نامى از آن حضرت نياور ! كسى به تو كار ندارد ، ايراد نمىگيرد ؛ چرا كه آنقدر نظاير اين بى حرمتىها ديده شده است كه از جواب و پاسخ و محاجّه ، انسان به واسطهء عزّت وجود ، و شرافت عمر و وقت خود شرم مىكند آن را دنبال نمايد .
امّا به سيّد محسن امين صاحب « أعيان الشّيعة » آن مجتهد بيدار و و الا ، انسان چنين نسبتى بدهد و دست تحريف و سرقت در كلام او ببرد و يك قسمت 215 صفحهاى از كتاب را كه راجع به آن قائم آل محمّد است حذف كند و اين دائرة المعارف اصيل را از زبان چنين عالمى از اعتبار بيندازد و او را يازده امامى به دنيا و جهان معرّفى كند ، گناهى است نابخشودنى . و الله خيانتى است عظيم .
طبعاً اطّلاع بر اين امور منحصر به حقير و آن هم پس از ساليان دراز و فحص و تتبّع و مقابله ميان طبعهاى خود صاحب « أعيان » و طبعهاى فرزندشان نبوده است . كتاب
امام شناسى (فارسى) — صفحة 257
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٥٧