هامش
مخفى نمىباشد كه : در قول خداى تعالى :فَما يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْياناً كَبِيراً( آيه 60 ، از سورهء إسراء ) چه لطف مخصوصى إعمال گرديده است . و بدان كه اين حديث ، صحّتش ثابت و نقلش متواتر مىباشد در ميان دو گروه شيعه و عامّه . أمّا از طريق شيعه به طرق كثيرى از اهل بيت عليهمالسَّلام وارد است . ( « كافى » ج 4 ص 159 حديث 10 ) و أمّا از طريق عامّه ، فخر رازى در « تفسير كبير » خود آورده است كه : سعيد بن مسيّب گويد : رسول اكرم صلّى الله عليه و آله ديدند كه بنى اميّه بر منبر او مانند بوزينگان مىجهند ؛ و اين موجب آزار رسول خدا شد . ( « تفسير كبير » فخر رازى ، ج 20 ص 236 ) و بيضاوى در تفسير رؤيا گويد : گفته شده است كه : رسول خدا ديد قومى از بنى اميّه بر منبر او بالا ميروند و مانند بوزينگان مىجهند . فرمود : اين است حظّ آنان از دنيا كه در إزاى اسلامشان بدانها داده مىشود . و على هذا مراد از قوله تعالى :إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِحوادثى مىباشد كه در دوران ايشان رخ داده است . ( « أنوار التّنزيل » ، بيضاوى ج 1 ص 590 ) و حاكم در « مستدرك » از مسلم ربعى از علاء از پدرش از أبو هريره روايت كرده است كه گفت : رسول خدا صلّى الله عليه وآله فرمود : اريت فى منامى كأنّ بنى الحكم ابن ابى العاص ينزون على منبرى كما تنزو القردة فما رُوى النّبى مستجمعاً ضاحكاً حتّى مات . ( « مستدرك » حاكم نيشابورى ج 4 ص 480 با اختلاف كمى در بعضى الفاظ ) « در عالم خواب به من نشان داده شد كه : گويا پسران حكم بن أبى العاص مانند بوزينگان بر منبر من مىجهند . از آن به بعد هيچگاه آن حضرت را سر حال و خندان نيافتند تا از دنيا رحلت نمود . » سپس گفته است : اين خبر إسنادش صحيح است بر شرط مسلم . اين را دميرى در « حياة الحيوان » ذكر نموده است . ( « حياة الحيوان » دميرى ج 2 ص 245 ) و رازى در تفسير شجرهء ملعونه گويد : ابن عبّاس گفته است : مراد از شجرهء ملعونه در قرآن بنى اميّه مىباشند : حكم بن ابى العاص و فرزندانش . و گفته است : رسول خدا صلّى الله عليه و آله در رؤيا ديد كه فرزندان مروان يكى پس از ديگرى از منبر او بالا ميروند . اين روياى خود را براى ابو بكر و عمر حكايت نمود در هنگامى كه آن دو تن فقط با او در بيت او خلوت كرده بودند . چون آن دو نفر از نزد رسول الله متفرّق شدند رسول خدا صلّى الله عليه و آله شنيد كه : حَكَم از روياى رسول الله خبر ميدهد . اين امر بر رسول خدا گران آمد ؛ و عمر در افشاى اين سرّ متّهم گشت و سپس ظاهر شد كه : حكم براى شنيدن سخنان آنان به گوش نشسته و استراق سمع نموده است و بنابراين رسول خدا صلّى الله عليه و آله ، حَكَم را از مدينه تبعيد نمود . رازى گويد : و از چيزهايى كه اين تأويل را تأكيد مىنمايد گفتار عايشه مىباشد به مروان : لَعَن الله أباك و أنت فى صلبه ؛ فأنت بعض من لعن الله . ( « تفسير كبير » فخر رازى ج 20 ص 237 ) « خداوند پدرت را در حالى كه تو نطفه در صلب او بودى لعنت كرده است . بنابراين تو بعضى از آن كسى مىباشى كه خدا او را لعنت كرده است ! » و نيشابورى ( در تفسير خود ) از ابن عبّاس آورده است كه : شجرهء ملعونه بنى اميّه هستند . ( « غرائب القرآن » نيشابورى ج 2 ص 459 ) و در نامهاى كه معتضد بالله عبّاسى هنگام