پوست گاوى جا بگيرد . گويا وى جميع حوادث را در عالم كَوْن و جهان ايجاد حتّى مثل دميدنِ در خاكستر را خواسته است از آن اراده نمايد ، و به مهمّات امور اكتفا نورزد . رافعى چنين گمانى ندارد به علت آنكه از اهل بيت كه مفاتيح باب مدينهء علم هستند نقل شده است !
( امّا بنگريد : ) بدون فاصله پس از اين كلامى كه از وى نقل شد ، در حاشيهء همان كتاب مذكور مطلبى را دارد كه محصّلش اين است :
ملك نور الدّين محمود بن زَنْگى قبل از فتح بيت المقدّس به فاصلهء بيست و چند سال منبرى براى آنجا ساخت . و صاحب « روضتين » ذكر كرده است كه : اين شايد كرامتى از او باشد ؛ و يا اينكه از آنچه أبو الحَكَم بن بر جان أنْدُلسى در تفسيرش ذكر نموده است مطّلع شده است كه : او از فتح قدس در سنهء فلان خبر داده است ؛ و عُمْر نور الدّين در آن هنگام يازده سال بوده است ؛ و مطلب همين طور واقع گشت كه او خبر داده بود ؛ و اين از عجائبى است كه براى اين امَّت مرحومه اتّفاق افتاده است .
تمام اين قضايا و حوادث را رافعى معتقد است و بدان جزم و يقين دارد امّا گمان ندارد كه : پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلّم ممكن است بر پسر عمّش و باب مدينهء علمش علم ما كان و ما يكون را در جلد ثورى املاء نموده باشد . وَهْ چه نيكو أبو العَلاءِ مَعَرِّى سروده است :
لقَدْ عَجِبوا لاهل الْبَيْتِ لَمّا * أرَوْهُمْ عِلْمَهُمْ فِى مَسْكِ جَفْرِ
وَ مِرْآةُ الْمُنَجِّم وَ هىَ صُغْرَى * أرَتْهُ كُلَّ عامِرَةٍ وَ قَفْرِ
1 - « تحقيقاً هر آينه به شگفت آمدهاند دربارهء اهل بيت در وقتى كه اهل بيت به ايشان علمشان را در پوست جفرى نشان دادند .
2 - در حالى كه آئينهء منجّم ( اصْطُرلاب او ) با آنكه كوچكتر است به وى نشان ميدهد هر ناحيه از جهان را كه معمور و آباد است ، و يا قفر و خشك و بى آب و علف است . »
[ تحريف سيد حسن امين در كتاب اعيان الشيعة پدرش ]
تمام مطالبى را كه ما از اوّل صفحهء 239 تا اينجا ذكر كرديم ، مطالب مرحوم