است از دروغهاى ساخته و پرداخته و اكاذيب مختلقه كه ما به ذكر آنها در اينجا تطويل سخن نمىدهيم .
سپس اشاره نموده است به آنچه در « كشف الظّنون » و « مقدّمهء » ابن خلدون آمده است ، و به دنبال آن گفته است : تمام اين مطالب نزد ما ساختگى و باطل و موضوع مىباشد . و گفتار دربارهء جفر اسلوبى است از أساليب قصص و مبالغه و داستانسرائى ، و ما گمان نداريم كه : عِلْم ما كانَ و ما يكون چيزى باشد كه گنجايش آن را يا گنجايش رمز آن را پوست گاوى داشته باشد - تا آخر كلامش .
[ گفتار علّامهء محسن امين دربارهء جفر ]
مرحوم امين فرموده است : أقُولُ : ظاهر أخبار آن است كه : جفر كتابى است كه در آن علوم نبويّه از حلال و حرام و احكام و اصول احتياجات مردم در احكام دينشان و آنچه ايشان را به صلاح در آورد در امر دنيايشان ، و اخبار از بعضى حوادث ، موجود است و ممكن است در آن تفسير بعضى از متشابهات قرآن مجيد آورده شده باشد .
و امّا به شمار آوردن جفر را به عنوان علمى از علوم كه استنباط بشود از آن حوادث غيبيّه همانطور كه از « كشف الظّنون » و غير آن از آنچه گذشت به دست آمد ؛ و همانطور كه در اذهان بعضى از مردم ارتكاز دارد ، پس ما بر چيزى كه آن را تأييد كند دست نيافتيم .
و عَلَى أىّ تقدير وجود كتابى مُسَمَّى به جفر منسوب به أمير المؤمنين على عليه السّلام در ميان شيعه و سنّى جاى گفتار نمىباشد و طرفين در برابر آن سر تسليم فرود آوردهاند همچنان كه از آنچه ذكر كرديم معلوم شد .
[ ردّ علّامهء امين بر رافعى در اتهامات وى ]
بنابراين ، گفتار رافعى كه مىگويد : تا جائى كه قرآن را روافض با جفر تفسير نمودهاند ، تا آخر آنچه را كه از كوزهاش تراوش كرده است - آن كوزهاى كه ممكن نيست از آن بتراود مگر همان چيزى كه در آن است - ، اين نسبت رافعى به شيعه از سَخافت رأى و زشتى ادّعائى است كه در مدّعاى خود نموده است . زيرا :
اوَّلًا شيعه قرآن را با جفر تفسير ننموده است بلكه همانطور كه علماء مسلمين