الحمار أبو يزيد ( مخلد بن كيراد ) را كه به آستانهء شهر مهديّه مىآيد ، به آنان نشان داد ؛ [ و اين خبر به نوهء او إسمعيل بن منصور رسيد . و لذا هنگامى كه صاحب الحمار او را در مهديّه محاصره كرده بود ] « 1 » پيوسته از آخرين موقف و نقطهء پيشروى او سؤال مىكرد تا اينكه براى وى خبر آمد كه : به مكانى كه جدّش عبيد الله خبر داده است رسيده است . در اين حال يقين به ظفر و پيروزى پيدا كرد و از شهر خارج شد و صاحب الحمار را هزيمت داد و او را دنبال كرد تا در ناحيهء زاب به او دست يافت و پيروزمندانه او را كشت .
و أمثال اين اخبار در ميان ايشان بسيار است - تا آخر آنچه ابن خلدون ذكر نموده است .
هامش
گرديده است كه : آيهفَالَّذِينَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُواتا آخر آيه « آن كسانى كه هجرت كردند و از خانههايشان اخراج گرديدند و در راه و سبيل من مورد آزار و اذيّت قرار گرفتند و مقاتله كردند و كشته شدند ، من هر آينه تحقيقاً از زشتيها و بديهاى ايشان در ميگذرم و هر آينه داخل ميكنم آنان را در بهشتهائى كه در زير درختان انبوه و سر بهم كشيدهء آن نهرهائى روان مىباشد ؛ پاداش است از نزد خداوند ، و خداوند است فقط كه پاداش نيكو نزد اوست . » اين آيات نازل شده است دربارهء على عليه السّلام چون هجرت كرد به سوى مدينه و با او فواطم بودند : فاطمه بنت اسد و فاطمه بنت محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلم و فاطمه بنت زبَيْر و پس از آن در ضجنان ملحق شد بديشان امّ أيْمَن با چند نفر از ضعفاء المؤمنين . ايشان در راه سير ميكردند و ذكر خدا را در جميع احوالشان بجاى مىآوردند تا اينكه به پيغمبر ملحق گشتند و اين آيات نازل شده بود .
بايد دانست كه : چون عُبَيد الله مهديّه را بنا كرد گفت : آن را بنا كردم تا فَواطِم بتوانند در آن يك ساعت از روز پناه آورند و اين ملجأ و پناه و آرامشگاهى براى آنان باشد در مقابل آن شبهاى هجرت و خوف و دهشت كه با عبادت به سرآوردند . و در اين عبارت او نكات بديع فراوان است . و فواطم جمع مؤنّث است و مفردش فاطمه مىباشد مثل طوالب و طالبة ؛ و إطلاق فواطم در تواريخ و سير بر اين سه نفر فاطمه نام مهاجر از مكّه به مدينه به طورى است كه مىتوان گفت : عَلَم بالغلبه براى ايشان گرديده است لهذا عبيد الله كه مهديّه را از بنيان و أساس بر پا نموده و بنا كرد با اين عبارت ميخواهد برساند كه قيام ما در برابر دشمنانمان نتيجهء هجرت رسول الله و فواطم وى در ابتداى زمان هجرت با آن مشكلات و مصائب ، الآن است كه صورت تحقّق به خود بگيرد . و با إسكان دادن ذرارى رسول الله در اين مدينهء نوبنياد در حقيقت فواطم رنج ديدهء هجرت كرده به مدينهء طيّبه كه پايهايشان آبله زده و ورم كرده بود سكنى مىگيرند و روح و روانشان شاد مىشود و تسكين مىيابد . و اين تعبير يك گونه استعارهاى است و گرنه تعبير به فاطميّون مىنمود كه جمع فاطمى مىباشد .
( 1 ) « تاريخ ابن خلدون » ج 1 ( مقدّمه ) ، ص 355 ، طبع دار الكتب العلميّه - ( م ) .