تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
جفر ) كتاب « الْجَفْر الجَامِع و النُّور اللامِع » تأليف شيخ كمال الدّين أبو سالم محمّد بن طلحة نصيبى شافعى متوفّى در سنهء 652 مىباشد كه مجلَّد كوچكى است ؛ و در آن ذكر نموده است كه پيشوايان و امامان از اولاد جعفر جفر را ميدانستند ، پس من در اينجا از اسرارشان در علم جفر اختيار و انتخاب مىكنم تا آخر شد كلام « كشف الظّنون » .

[ گفتار ابن خلدون دربارهء جفر ]

و ابن خَلْدون در مقدّمه‌اش در فصل ابتداى دُوَل و امَم گويد : و گاهى در حوادث دول به خصوص به كتاب جفر استناد ميدهند و چنين ميدانند كه : از طريق آثار و نجوم علم تمامى اينها در جفر موجود است . بيش از اين تعريفى از جفر ندارند ؛ و اصل آن و مستند آن را نيز نمىدانند . ابن خلدون مىگويد : بدان : اصل اين علم از آنجاست كه : هارونُ بْنُ سعيد عِجْلى كه رئيس و مؤسّس زيديّه است داراى كتابى بوده است كه آن را از جعفر الصّادق روايت مىنموده است ؛ و در آن ، علم حوادث و وقايع آتيه بر اهل بيت عموماً و بر بعضى اشخاص از ايشان خصوصاً موجود بوده است ؛ آن علم براى جعفر و نظائر او از رجالات اهل بيت بر طريق كرامت و كشفى كه براى أمثال آنان از اولياء واقع مىشود ، واقع شده است . و آن علم در نزد جعفر در پوست گوساله‌اى نوشته شده بود كه از روى آن هارون عِجْلى آن را نوشته و روايت نموده است و نامش را جفر گذارده است به اسم پوستى كه از روى آن نوشته است ؛ چون جفر در لغت به معنى صغير است ؛ و لهذا اين اسم نزد ايشان عَلَم براى آن كتاب شد . و در اين كتاب جفر تفسير قرآن و معانى باطنيّهء آن از معانى غريبه بود كه از جعفر الصّادق روايت شده بود . و اين كتاب نه سلسلهء سند رواتش متّصل است ، و نه خودش شناخته گرديده است ؛ بلكه فقط از آن امور نادره و شاذّه‌اى به ظهور رسيده