است كه : أبو موسى أشعرى به دنبال قرّاء أهل بصره فرستاد و آنها را طلب كرد و سيصد تن مرد كه قارى قرآن بودند بر او وارد شدند و گفت : شما برگزيدگان و بهتران أهل بصره و قاريان آنان مىباشيد ، پس قرآن را تلاوت نمائيد ، و زمانى طولانى بر شما نخواهد گذشت كه دلهايتان را قساوت فرا مىگيرد همانطور كه دلهاى كسانى را كه پيش از شما بودند قساوت فرا گرفت . و ما چنين بوديم كه قرائت مىنموديم سورهاى را كه در درازا و شدّتش آن را به سورهء برائت تشبيه مىكرديم . من آن را فراموش كردهام مگر آنكه به همين مقدار از آن را حفظ دارم :
لَوْ كَانَ لِابْنِ آدَمَ وَادِيَانِ مِنْ مَالٍ لَابْتَغَى وَادياً ثَالِثاً ، وَ لَا يَمْلَأُ جَوْفَ ابْنِ آدَمَ إلَّا التُّرَابُ .
« اگر براى پسر آدم دو وادى از مال مىبود هر آينه او سوّم را جستجو مىنمود ؛ و شكم پسر آدم را چيزى پر نمىكند جز خاك . »
و ما در آن زمان اينطور بوديم كه سورهاى را قرائت مىنموديم كه آن را به يكى از مُسَبّحات « 1 » تشبيه مىكرديم و من آن را فراموش كردهام الاَّ اينكه فقط از آن اين فقره را حفظ دارم :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ
فَتُكْتَبُ شَهَادَةٌ فِى أعْنَاقِكُمْ فَتُسْأَلُونَ عَنْهَا يَوْمَ الْقِيَمَةِ ! « 2 »
هامش
( 1 ) مسبّحات عبارتند از پنج سورهء قرآن كه ابتدائشان با تسبيح شروع مىشود : حَديد ، حَشْر ، جمعه ، صفّ ، تغابن .
( 2 ) شيخ محمود أبوريّه در كتاب « أضواء على السّنّة المحمّدية » طبع سوّم ، ص 256 و ص 257 در ضمن بحث از مفتريات در روايت ، بعد از شرح مفصّلى گويد : بلائى كه روايات بر سر ما آورده است به اينجا توقّف نمىيابد بلكه پيوسته تمادى پيدا نموده است در جاهائى كه خطيرتر از اينها مىباشد تا اينكه گمان كرده است كه در قرآن نقصى و لحنى موجود است و غير اينها از آنچه كه در كتب سنّت وارد شده است . و ما اگر بخواهيم جميع آنها را ذكر كنيم گفتار به درازا انجامد ، و ليكن ما به دو مثال از آنچه كه در نقص قرآن آوردهاند اكتفا مىنمائيم ، و آنها را از كتب معمولى و عادى أهل سنّت نمىآوريم بلكه از آنجائى كه صحيحين آنها را ثبت و ضبط نموده و شيخين بخارى و مسلم آنها را روايت كردهاند ذكر مىكنيم : بخارى و غيره از عمر بن خطّاب روايت كردهاند كه بر فراز منبر گفت : انّ الله بعث محمّداً ( در اينجا ابوريّه تمام آن روايت را بيان