امام أحمد بن حَنْبَل در مسندش از ابَىّ بن كَعْب تخريج نموده است كه گفت : شما سورهء أحزاب را چقدر مىخوانيد ؟ ! گفت : هفتاد و أندى آيه ! گفت : من آن را با رسول الله صلى الله عليه و آله مىخواندم به قدر بقره بود يا بيش از آن ، و در آن آيه رجم بود . « 1 »
و اين دلالت دارد بر آنكه : سورهء أحزاب سه ربعش ناقص شده است ، چون سورهء بقره 286 آيه است در حالى كه سورهء أحزاب از 73 آيه تجاوز نمىكند . و اگر قرآن را با حزب بشماريم سورهء بقره بيشتر از پنج حزب است در حالى كه سورهء أحزاب بيشتر از يك حزب نمىباشد .
و گفتار ابَىّ بن كَعْب : كُنْتُ أقْرأُها مَعَ رَسُولِ الله صلّى اللهُ عليه [ و ءاله ] و سلّم مِثل البقرةِ أوْ أكْثَرَ در حالى كه او از مشهورترين قرّاء است كه قرآن را در عهد رسول أكرم صلى الله عليه و آله حفظ مىكردند ، و همان كسى است كه عُمَر او را براى صلوة تراويح مقرّر داشت تا با مردم نماز گزارد ، « 2 » بنابراين گفتارش شكّ و حيرت انگيز است كما لا يخفى .
و إمام أحمد بن حَنْبل در مسندش از ابىّ بن كَعْب أيضاً تخريج كرده است كه گفت : رسول أكرم صلى الله عليه و آله فرمود : خداوند تبارك و تعالى به من امر نموده است تا بر تو
هامش
است ، مطلبى است كه از ابىّ بن كعب روايت است كه وى در مصحفش دؤ سورهء خلع و حفد را نوشته بود و با آنها قنوت مىكرد . ( أبوريّه پس از نقل اين دو سوره مىگويد : ) قاضى در « انتصار » متعرّض ذكر اين دو سوره شده است و گفته است : كلام قنوتى كه مروى است ابىّ بن كعب آن را در مصحفش ضبط نموده است دليل و برهانى قائم نشده است كه آنها قرآن منزل مىباشند بلكه قسمى از نوع دعا هستند به سبب آنكه اگر قرآن بود مانند نقل قرآنى نقل مىشد و علم به صحتش پيدا مىشد . و ممكن است كلامى كلام قرآنى منزل باشد سپس نسخ شده باشد و قرائتش به عنوان دعا مباح بوده باشد و به كلامى كه قرآن نيست مخلوط گرديده باشد - و اين گفتار از او به صحّت نپيوسته است و آنچه از او روايت شده است اين است كه وى آن را در مصحفش ثبت نموده است و تحقيقاً او در مصحفش ثبت كرده است دعاء و تأويلى را كه از قرآن نمىباشند . » أقول : در بحث نفيس حضرت استاد علّامه قدِّس سرُّه قريباً گذشت كه : احتمال نسخ تلاوت قرآن و باقى بودن اصل آن غير معقول است .
( 1 ) « مسند » امام أحمد بن حنبل ، ج 5 ، ص 132 .
( 2 ) « صحيح » بخارى ، ج 2 ، ص 252 .