عُلَماءُ الْمُسْلِمينَ قَدْ بَلَغوا فى حِفْظِهِ وَ حِمايَتِهِ الْغايَةَ حَتَّى عَرَفوا كُلَّ شَىْءٍ اخْتُلِفَ فيهِ مِنْ إعْرابِهِ وَ قِراءَاتِهِ ، وَ حُروفِهِ ، و آياتِهِ . فَكَيْفَ يَجوزُ أنْ يَكونَ مُغَيَّراً أوْ مَنْقوصاً مَعَ الْعِنايَةِ الصّادِقَةِ وَ الضَّبْطِ الشَّديد ؟ « 1 » ، « 2 »
و تا اينكه براى تو اى خوانندهء كتاب ما روشن شود كه : اين تهمت ( يعنى نقص قرآن و زيادتى در آن ) به أهل سنّت أنسب و أقرب است تا به شيعه ، و براى اينكه بدانى : أهل سنّت رَمْى مىكنند غيرشان را به آنچه كه در خودشان است - و اين قضيّه از جملهء دواعى من شد تا آنكه به جميع معتقدات خودم مراجعه نمايم ؛ زيرا كه هرگاه در صدد برآمدم تا از شيعه در چيزى انتقاد نمايم و بر امرى استنكار كنم ، آنها اثبات نمودند كه از آن بَرى مىباشند ، و آن عيب به من چسبيده است ؛ و دانستم به مرور ايّام كه ايشان گفتارشان صِدْق مىباشد و در خلال بحثهائى كه به ميان آمد قانع گشتم ، وَ الْحَمدُ لِلّه ؛ و اميد مىرود كه تو هَم اشتياق پيدا كرده باشى براى آنكه دليل را از كتب أهل سنّت بدانى ، آن دليلى كه تو را قانع كند به آنكه ايشانند كه قائلند به تحريف قرآن ، و آنكه در قرآن ، هم نقيصه و هم زيادتى وجود دارد - ، اينك من براى تو اين مطالب آينده را تقديم ميدارم :
طَبَرانى و بَيْهَقى تخريج كردهاند كه : از قرآن مىباشد دو سوره : يكى از آنها اين است :
بِسْمِ الله الرّحمنِ الرّحيم ، إنَّا نَسْتَعِينُكَ وَ نَسْتَغْفِرُكَ ، وَ نُثْنِى عَلَيْكَ الْخَيْرَ كُلَّهُ وَ لَا نَكْفُرُكَ ، وَ نَخْلَعُ وَ نَتْرُكُ مَنْ يَفْجُرُكَ .
و سورهء دوّم اين است :
هامش
( 1 ) گفتار استاد محمّد مَدَنى رئيس دانشكدهء شريعت در الجامع الأزهر ، مجلّهء « رسالة الإسلام » شمارهء 4 ، سال يازدهم ، ص 382 و ص 383 . [ تعليقه ]
( 2 ) ما چون ترجمهء اين عبارات را از تفسير « مجمع البيان » طبرسى در ص 123 تا ص 125 از همين مجموعه ذكر نموديم لهذا از ترجمهء مجدّد آن صرف نظر شد و به عبارات عربى خود مؤلّف اكتفا گرديد .