أعلام و أساطين نام نبرده است . آيا نصرت و جانبدارى از اين بيشتر متصوَّر است ؟ !
[ نقدى بر مكتب اخبارى ]
تمام إشكالاتى كه در اين سطور مذكوره از قول أخباريّون به اصوليّون حكايت نموده است آنها جواب متين و رشيق دادهاند و إثبات صحّت و درستى مذهب خودشان را نمودهاند كه مذهب اهل البيت همان مذهب اصوليّون مىباشد كه عقل را داراى ارزش و قيمت ميدانند ؛ أمّا أخباريّون عقل را اسقاط مىكنند ، و به تعبّد به خبرى بدون ملاحظهء سند و صحّت آن دل ميدهند . اين در حقيقت غير از نَعَم و نُسَلِّمِ أبلهانه چيزى مىتواند بوده باشد ؟ !
أخباريّون نظر به متن خبر نمىكنند ؛ با علم متناقض باشد ، با واقع متضادّ باشد ، با حكم عقلى تباين داشته باشد ؛ أبداً به اين جهات نظر نمىافكنند ، فقط نظر به سند حديث را آن هم اگر فقط در اصول اربعه باشد كافى ميدانند . و اين طريق را اصوليّون باطل كردهاند و پنبهء آن را زدهاند و جسدش را سوخته ، خاكسترش را به باد دادهاند .
آنها مىگويند : بسيارى از اوقات ، ما صحّت سَنَد را از صحّت متن مىشناسيم . دين اسلام و قرآن كه براساس علم و حقّ و أصالت است حكم به باطل و لو تعبّداً نمىكند ، و رسول أوّل أوّل عقل عالم بود ، و أئمّه و پيشوايان تشيّع أوّلين و عالىترين عقلاى عالم بودند . در اين صورت تعبّد كوركورانه و على العمياء در شريعت نيست ؛ آنچه هست نور است ، و حقّ و اصالت و واقع . ما به أخبارى كه متواتر يا مستفيض يا محفوف به قرائن قطعيّه باشد عمل مىكنيم . أخبار آحادى كه حجّيّت آنها بالقطع و اليقين ثابت باشد عمل مىنمائيم ، نه به هر خبرى كه مقطوع و يا مرسل در فلان كتاب ثبت شده باشد ، با وجود كثرت أخبار مجعولهء موضوعهء مدسوسه كه در همين كتب توزيع شده است .
مجتهد به ظنّ عمل نمىكند مگر آنكه در راه وصول به حقّ به يقين منتهى شود . ظَنّيَةُ الطّريقِ لا يُنافى قَطْعيّةَ الْحُكْم راجع به اين مهمّ است .
بالأخره ما اينك در صدد آن نيستيم كه در اينجا يكايك از خطاهاى أخباريّون را بشماريم . آقا محمّد باقر بهبهانى ، و جملهء تلامذهاش ، و تلامذهء تلامذهاش از جمله