به طور قطع و يقين اين سوره ساخته و پرداختهء برخى از همين أخباريّين است كه كاسهء از آش داغتر شده و براى حمايت مولانا أميرالمؤمنين عليه السّلام و بيان مثالب خصمانش دلسوزى نموده و اين را ساخته و بافته و به كلام إلهى - عياذاً بِالله - نسبت دادهاند .
و لهذا در كلام آشتيانى ديديم كه در غير كتاب « دبستان مذاهب » يافت نشده است و ابن شهرآشوب اشارهاى به سورهاى ساقطه به نام ولايت فرموده است .
و نظير آراء كتاب « دبستان مذاهب » آراء كتاب « فَصْل الخطاب فى تحريفِ كتابِ ربِّ الأرباب » است .
محدّث نورى صاحب كتاب « مستدرك الوسائل » كه از جملهء كتب نافعه مىباشد بالأخصّ در خاتمهء آن كه حقّاً مباحث بكر و تازهاى إرائه داده است - گرچه در بسيارى از موارد آن جاى إشكال باقى است - كتابى در تحريف كتاب إلهى نگاشته ، و تحريف آن را نه از جهت تغيير و زياده بلكه فقط از جهت نقيصه خواسته است به اثبات برساند .
حقير اوقات اقامت و تحصيل در نجف أشرف اين كتاب را از حضرت استادمان در بحث حديث و رجال و درايه : علّامه حاج شيخ آقا بزرگ طهرانى قدِّس سرُّه به عنوان أمانت گرفتم و از ابتدا تا انتهايش را مطالعه نمودم به ضميمهء جزوهء إلحاقى ايشان با خطّ شريف خود در ابتدايش كه به نام « ردّ كشف الارتياب » مرحوم نورى قدِّس سرُّه نوشته بود ، و مرحوم علّامهء طهرانى فرمودند : استاد ما حاجى نورى قدِّس سرُّه فرموده است : من راضى نيستم كسى « فصل الخطاب » مرا بدون اين نوشته مطالعه كند .
و على كلّ تقديرٍ مرحوم محدّث نورى در اين كتاب با شش دليل مىخواهد إثبات خصوص نقيصه را در كتاب الله المنزل بنمايد ؛ به خلاف زيادتى و تغيير را كه ولو در كلمهء واحده باشد از آن دفع مىكند . كتاب قطورى است از مجموعهء روايات عامّه و خاصّه در اين مقام .
در اين كتاب آنچه توانسته است از جمعآورى روايات دريغ ننموده است . و
امام شناسى (فارسى) — صفحة 146
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٤٦