نبوده پس عمل به اجتهاد سَهْو و خَطا باشد . » « 1 »
بارى به طورى كه مرحوم صاحب « الذَّريعة » از او حكايت كرده است او مدّعى است كه چون كتاب او در عقائد و ملل و نحل است ، لهذا از طريقهء سيّد مرتضى رازى صاحب كتاب « تبصرة العوام » - كه تأييد مذهبى و جانبدارى از آن كرده است و اين امر غلط است - عدول نموده و اين كتاب را تصنيف نموده است تا از تأييد و جانبدارى گروهى و آئينى دور باشد و به حق متحقّق باشد و از روى تعصّب كه حقّ را پنهان مىكند نبوده باشد .
ليكن همانطور كه گذشت مرحوم علّامهء طهرانى رَحمَهُالله متذكّر شدهاند كه از گوشه و كنار مطالب مندرجهء در اين كتاب - به طورى كه ما اينك بعضى از عبارات و مطالب او را نقل كرديم مىتوان استنباط تشيّع وى را نمود .
بايد گفت : به هر حال ، او خود ، چه شيعه باشد و چه نباشد ، و هر مذهب و آئينى كه داشته باشد ، از آنجا كه آشنائى او با مذهب شيعهء اثنا عشريّه ، همانطور كه خود نيز ذكر كرده است ، به توسّط بعضى از أخباريّين بوده است ، مطالبى را كه در معرّفى شيعه و بيان عقائد و نظريّات شيعيان نقل نموده است و مِن جمله سورهء مجعولهاى كه به عنوان سورهء ساقطه آورده است ، بر طبق مشرب أخباريّون و در جانبدارى از مذهب آنان مىباشد .
از جمله آنكه در ذكر مذهب اثنا عشريّه ، عمدتاً و به تفصيل به معرّفى طريق أخباريّين و بيان نظرات آنها پرداخته و مروّج اين طريقه در عصر خود : ملّا محمّد أمين استرآبادى را نام برده و مفصّلاً مطالبى را از او در نقد و طعن اصوليّين نقل مىنمايد ؛ ولى در معرّفى طريقهء اصوليّون و بيان جوابهاى آنها از إشكالات أخباريّون هيچ نياورده و نامى از مروّج مذهب آنها در آن عصر نبرده است .
از اساطين شيعهء اصوليّين در آن عصر همچون ميرداماد و شيخ بهائى و مجلسى أوّل و محقّق كركى : علىّ بن حسين بن عبد العالى صاحب كتاب « جامع المقاصد » و أمثال اين
هامش
( 1 ) كتاب « دبستان مذاهب » تعليم ششم ، نظر دوّم ، و از چاپ بندر معمورهء بمبئى در سنهء 1262 : از ص 226 تا ص 235 .