تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
مؤلّف آن بود . و امّا دربارهء خود كتاب ، ما اينك برخى از مطالبى را كه در باب تشيّع آورده است براى ايفاء منظور خودمان كه معرّفى مطالب اين باب از جهت مشرب و مذهب و طريقه باشد ، از اين كتاب انتخاب نموده و در اينجا مىآوريم : در ذكر مذهب اثنا عشريّه : از ملّا محمّد معصوم ، و محمّد مؤمن تونى ، و ملّا ابراهيم كه در هزار و پنجاه و سه در لاهور بوده‌اند ، و از جمعى ديگر آنچه نامه نگار شنيده مىآورد - تا آنكه گويد : و بعضى از ايشان گويند كه : عثمان مصاحف را سوخته ، بعضى از سوره‌ها كه در شأن على و فضل آلش بود برانداخت و يكى از آن سوره‌ها اين است ( در اينجا عين همان سوره‌اى را كه محقّق آشتيانى قدِّس سرُّه در « بحر الفوائد » از اين كتاب حكايت نموده بود ، با همان ألفاظ ذكر كرده است ، و پس از آن گويد : ) طريق أخباريّين : اين طريق را مروّج در اين هنگام ملّا محمّد امين استرآبادى شد ؛ و گويند : بعد از تحصيل علوم عقلى و نقلى به مكّهء معظّمه گرائيد و بعد از مقابلهء حديث بدين معنى پى برد و كتاب « فوائد مدنى » تصنيف كرد . او در « دانشنامهء قطب شاهى » كه براى داراى اسكندر دستگاه محمّد قلى قطب شاه نوشته ، آورده : بدانكه مطلب أعلى و مقصد أقصى معرفت خصوصيّات مبدأ و معاد است تا اينكه ميگويد : « أفاضل در تحصيل اين مقام چند فرقه شده‌اند : يك فرقه تحصيل اين مقام به فكر و نظر كرده‌اند . پس طائفه‌اى از اين فرقه التزامِ اين كردند كه مخالف أصحاب وحى نگويند ؛ و ايشان را متكلّمين ميگويند ، ازاين‌جهت كه فنّ كلام را تصنيف كرده‌اند از روى أفكار عقليّه ، و در فنّ كلام در مسألهء كلام ربّ العزّه تطويل كلام كرده‌اند . و طايفهء ديگر التزام نكرده‌اند ؛ و ايشان را حكماء مشّائين ميگويند ، ازاين‌جهت كه أوائل ايشان در ركاب ارسطو مىرفتند و وقتى كه ارسطو وزير اسكندر شده بود و تردّد به دولتخانهء اسكندر ميكرد ، در اين اثنا أخذ علوم از ارسطو ميكردند . و يك فرقهء ديگر تحصيل اين مقام به رياضات كرده‌اند . پس طائفه‌اى از اين فرق التزام كرده‌اند كه : مخالف أصحاب وحى نگويند ؛ و ايشان را صوفيّهء متشرّعين