تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
اينها أقاويل مختلفه‌اى است كه واضعين آنها قصد داشته‌اند از نظم قرآنى تقليد كنند ؛ بدين جهت كلام از اسلوب عربى مألوف خارج شده و به نظم قرآنى معجز نرسيده است . و در اين صورت نتيجه چنين از آب درآمده است كه : طبع انسانى آن را مكروه و ناهنجار مىيابد ، و ذوق سليم آن را إنكار مىكند . و براى شما اختيار است كه بدان سوره رجوع كنيد تا صدق گفتار و مدّعايمان را از نزديك مشاهده نمائيد ، و آنگاه حكم نمائيد كه : بسيارى از كسانى كه بدين سُوَر و آيات مختلفهء مجعوله اعتنا نموده‌اند ، محرّك و انگيزه شان بر اين قبول ، تعبّد شديد به روايات و إهمال در عرضهء آنها بر كتاب الله بوده است . و اگر چنين نبود براى آنها كافى بود تا حكم كنند كه آنها كلام الهى نيستند فقط يك نگاه و نظر بدانها بيفكنند . امّا اينكه گفتيم : روايات تحريف بر تقدير صحّت اسنادشان به جهت مخالفت با كتاب ، مردود مىباشند ، مرادمان مجرّد مخالفت با ظاهر قول خدا :
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
« حقّاً ما قرآن را نازل نموديم و حقّاً ما پاسدار و حافظ آن مىباشيم » و قول خدا :
وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ
« و حقّاً آن قرآن كتاب عزيزى است كه باطل ، نه از رو برو ، و نه از پشت سرش بدان راه نمىيابد » نيست ، تا اينكه مخالفت مضمونشان با كتاب الله مخالفت ظنيّه باشد براساس آنكه ظهور ألفاظ از باب أدلّهء ظنيّه مىباشند . بلكه مرادمان مخالفت با كتاب الله است با دلالت قطعيّه از مجموعهء قرآنى كه در دست ماست بر حسب آنچه كه در حجّت أوّل كه براى نفى تحريف إقامه نموديم ، تقرير كرده‌ايم . چگونه اين طور نباشد ؟ در حالى كه قرآنى كه در دست ماست و متشابه الأجزاء است در نظم بديع معجزه انگيزش ، كافى است در رفع اختلافاتى كه در ميان آياتش و أبعاضش به چشم مىخورد ؛ نه ناقص است ، و نه قاصر در إعطاء معارف حقيقيّه‌اش ، و علوم إلهيّهء كلّيّه و جزئيّه‌اش كه بعضى با بعضى مرتبط و فروعش بر اصولش مترتّب ، و اطرافش بر اجزاء و درونش منعطف و ناظر ، إلى غير ذلك از خواصّ نظم قرآنى كه خداوند براى ما توصيف نموده است .