يا اينكه اين آيات - در حالى كه اين روايات كثرتشان را بدين پايه و حدّ مىرساند - منسوخ التّلاوة باشند كما اينكه اين احتمال را جمعى از مفسّرين أهل سُنَّت دادهاند به جهت حفظ بعضى از رواياتى كه از طريق خودشان وارد است كه : إنَّ مِنَ الْقُرْآنِ مَا أنْسَاهُ اللهُ وَ نَسَخَ تِلاوَتَهُ . « بعضى از مقدار قرآن است كه خداوند آن را به فراموشى مردم انداخته است و تلاوتش را نسخ نموده است . »
ما نتوانستيم بفهميم : معنى إنساء الآية و نسخ تلاوت و اينكه خدا آيهاى را از نظر مردم به فراموشى مىاندازد و تلاوتش را نسخ مىنمايد چيست ؟ !
آيا مُفاد و معنايش آنست كه : عمل به آنها نسخ شده است ؟ پس اين آيات منسوخهء واقعهء در قرآن مثل آيه صَدَقه ، و آيه نكاح زانيه و زانى ، و آيه عدَّه و غيرها چيست ؟ ! در حالى كه ايشان معذلك آيات منسوخ التّلاوة را به دو دستهء منسوخ التّلاوة و العمل ، و خصوص منسوخ التّلاوة بدون نسخ عمل مثل آيه رَجْم تقسيم مىكنند ؟
يا آنكه مُفَادش آن است كه : چون آنها واجد بعضى از صفات كلام الله نمىباشند خداوند با محو كردن ذكرشان ، و از بين بردن اثرشان آنها را إبطال نموده است . بنابراين آنها از كتاب الهى عزيزى كه لايَأتيه البَاطِل مِنْ بينِ يَدَيْه و لا مِنْ خَلْفِهِ نيستند . و منزّه از اختلاف نمىباشند ؛ و ديگر قَوْلِ فَصْل ، و هادى به سوى حقّ و إلى صراط مستقيم نيستند ، و معجزهاى كه بدانها تحدّى و مغالبه شود نمىباشند ، و نه و نه . و در اين صورت معناى آيات كثيرهاى كه قرآن را توصيف مىكند كه در لوح محفوظ است ، و آن كتاب عزيزى است كه باطل نه از جهت مقابل ، و نه از جهت پشت به وى راه ندارد ، و قرآن قَول فَصْل است ، و قرآن هدايت است ، و نور است ، و فرقان ميان حقّ و باطل است ، و آيه معجزه و فلان و فلان است ، چه مىشود ؟ !
بنابر آنچه گفته شد ، آيا در وسع و گنجايش ما هست كه بگوئيم : اين آيات با كثرتشان و إباء سياقشان از تقييد ، مُقَيّد است به بعضى از قرآن غير بعض دگر ، و فقط بعضى از كتاب الله كه نسيان نشده و منسوخ التّلاوة نگشته است لَا يَأتِيهِ الْبَاطِلُ است ، و قَوْلٌ فَصْلٌ است ، و هدايت و نور و فرقان و معجزهء خالده است ؟ !
امام شناسى (فارسى) — صفحة 111
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١١١