كه براى آنان جمع شده است ، نه در حين جمع قرآن و قبل از آنكه در دستها بيايد و در شهرها وارد شود و بگردد .
و اى كاش مىدانستم : با چه ظرفيّتى و با چه سعه و كيفيّتى مىتوانيم ادّعا نمائيم كه : آن دستهء كثيره از رواياتى كه سقوطش را پنداشتهاند ، و چه بسا مدّعى هستند كه به هزاران عدد بالغ مىشود ، همهء آنها راجع به ولايت است ؟ و يا آنكه از عامّهء مسلمين پنهان بوده است و جز افراد معدودى كسى از آن خبر نداشته است ؟ با وجود توفّر دواعى آنها و كثرت رغباتشان بر أخذ قرآن هر وقت كه نازل مىشد و فراگيرى آن را ، و آن درجهء سعى و كوشش پيامبر صلى الله عليه و آله در تبليغش و إرسال قرآن به سوى آفاق و تعليم آن و بيانش ؟ !
و اين حقيقت در خود قرآن منصوص است فى قوله تعالى :
وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ
. ( سورهء جمعه ، آيه 2 )
« و پيغمبر مردم را تعليم كتاب و حكمت مىنمايد . »
و فى قوله تعالى :
لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ
. ( سورهء نحل ، آيه 44 )
« براى آنكه بيان و روشن كنى براى مردم آنچه را به سويشان تدريجاً فرود آمده است . »
پس چگونه آن دسته و گروه از آيات ضايع شدند ؟ و كجا رفتند ؟ و چه شد آنچه كه برخى از روايات مرسله اشاره بدان دارند كه : در أوّل سورهء نساء ميان آيه :
وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى
و قوله :
فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ
« و اگر مىترسيد از آنكه در ميان يتيمان به عدالت رفتار نكنيد » و گفتار خدا : « پس به نكاح خود در آوريد آن زنانى را كه براى شما طيّب و گوارا و دلپسند باشند » بيشتر از ثلث قرآن ساقط شده است ؟ يعنى بيشتر از دو هزار آيه ؛ و آنچه كه از طريق أهل سنّت روايت است كه سورهء برائت داراى بسم الله الرّحمن الرّحيم بوده است و به قدر سورهء بقره بوده است ؟ و سورهء أحزاب از سورهء بقره بزرگتر بوده است و از آن دويست آيه ساقط شده است ؟ إلى غير ذلك .