بنده گفتم : در بعضى احاديث وارد است كه آنها حضور داشتهاند و با رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم نيز بيعت كردهاند . گفت : با اين وصف چرا آنها را اهل جهنّم مىدانيد ؟ !
من گفتم : نه ، اهل جهنّم نمىدانيم . گفت : اهل بهشت مىدانيد ؟ ! گفتم : نه ؛ بهشت و جهنّم مال خداست . ما نمىدانيم چه كسى را به بهشت و چه كسى را به جهنّم مىبرد . يَفْعَلُ اللهُ مَا يَشَاءُ وَ يَحْكُمُ بِمَا يُرِيدُ . گفت : شما هيچ كس را يقين نداريد كه به بهشت مىرود ؟ گفتم : چرا ، ما يقين داريم كه رسول خدا به بهشت مىرود . گفت : از چه راه اين را مىگوئى ؟ گفتم : اگر او كه برگزيده خلايق است بهشت نرود ، پس براى چه بهشت را خداوند خلق فرموده است ؟ گفت : جز رسول الله كسى ديگر را يقين نداريد كه به بهشت مىرود ؟
گفتم : حَسَن و حُسَيْن عليهما السلام را نيز يقين داريم ؟ گفت : به چه دليل ؟
گفتم : چون رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : آن دو ، آقايان جوانان أهل بهشتند .
گفت : ديگر غير از اين دو هيچ كس را يقين نداريد كه به بهشت مىرود ؟
گفتم : علىّ بن أبى طالب را نيز يقين داريم كه به بهشت مىرود . گفت : به چه دليل ؟
گفتم : چون ذيل اين حديثى كه پيغمبر دربارهء حَسَنَيْن فرمودهاند دارد كه : رسول خدا فرمود : أَبُوهُمَا خَيْرٌ مِنْهُمَا . اگر آنها بهشت بروند ، پدرشان كه از آن دو بهتر است ، به طريق أولى بايد بهشت برود .
هامش
بايد وى هم از أهل بهشت باشد .
آية الله سيّد شرف الدّين عاملى در كتاب « النصّ و الاجتهاد » طبع دوّم ص 153 در متن و تعليقه گويد : در أوّل ذوالقعده سنهء 6 از هجرت رسول خدا مهاجرين و انصار و غير ايشان را از أعراب براى عمره تجهيز نمود . مجموعاً يكهزار و چهارصد نفر بودند ؛ و از كسانى كه با او بودند ، مغيرة بن شعبه و عبد الله بن ابىّ بن سلول بودند ، و آنها با رسول خدا در زير درخت بيعت نمودند . و در ص 156 گويد : پيامبر از همگى كه هزار و چهارصد تن بودند بيعت گرفت تا پاى مرگ همگى بايستند ، و در ميان اينها كهف المنافقين : ابن سلول بود ؛ و از تمام اين جمعيّت كثير فقط يك نفر بيعت ننمود ، و او جدّ بن قيس أنصارى بود .