تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
بنده در نامه‌اى آن مطالب شفاهى را نوشته و به وسيلهء پست از قم به طهران فرستادند . و اينك دستخطّ ايشان حاضر است و حقير مطلب زير را از عين سواد نوشتهء ايشان ذكر مىكنم : بعد از بسمله و تحميد و صلوات و سلام و أحوال‌پرسى و تعارفات معموله ، اين طور مرقوم داشته‌اند :

[ برخورد آيه الله معزى ملايرى با سرهنگ سنبل در جده ]

« و امّا جريان حديث : ظاهراً در سال 1378 هجرى قمرى بود كه حقير عازم زيارت بيت الله اعظم بودم . براى خداحافظى به محضر مرحوم آية الله العظمى آقاى بروجردى رضى الله عنه شرفياب شدم و كتاب « مُوَطّأ » مالك در دست ايشان بود . چند ورق زدند و كتاب را به بنده مرحمت فرمودند و گفتند : فلانى اين حديث را حفظ كن به دردت مىخورد ! و در ضمن مذاكرات فرمودند : ابو بكر از بس زيرك و ناقلا بود خودش را به گريه زد و دنبال مطلب را قطع كرد . بنده هم حديث را حفظ و ضبط كردم و پس از مشرّف شدن به مكّه ، به جُدّه آمديم كه به ايران حركت كنيم ، سرهنگى بود به نام سُنْبُل و سرپرست اداره امور حُجّاج بود ، و هنگامى كه من براى تسريح گذرنامه پيشش رفتم ، كم كم سخن و گفتگو به اينجا كشيد كه ايشان سؤال كردند : شما شيخين را جزء حاضرين در بيعت رضوان مىدانيد ؟ ! « 1 »
هامش
( 1 ) در كتب عامّه بسيار به چشم مىخورد كه : شيخين در بيعت رضوان بوده‌اند و وعدهء رضى الله عن المؤمنين دربارهء آنها داده شده است ، بنابراين از أهل بهشت مىباشند . ما در پيرامون اين موضوع به تفصيل بحث نموده‌ايم و گفته‌ايم كه : أولًا رضايت در اينجا رضايت مقطعى و موقّتى است بحسب حال فعلى . و آنچه در بهشت لازم است عدم عدول ، و رضايت دائمى است كه مسلماً با انحراف و گناه و آلودگى پس از اين بيعت سازگار نمىباشد . و ثانياً روايتى از رسول خدا نقل شد در ج 10 « امام‌شناسى » درس 142 تا درس 148 ، ص 347 از « مستدرك » حاكم كه در آنجا رسول اكرم به عمر مىگويند : آيهاعملوا ما شئتم إنّه بما تعملون بصيراز بهشتى بودنشان جلوگيرى مىكند . اينك در اينجا مىگوئيم : به اجماع شيعه و عامّه عبد الله بن ابىّ رئيس المنافقين و الجاحدين أهل جهنّم است ، و او در بيعت رضوان حضور داشته و با رسول خدا بيعت كرده است . اگر بنا بود مجرّد بيعت در حديبيه در تحت شجره ، موجب بهشتى شدن باشد ،
امام شناسى (فارسى) — صفحة 88 | السيد محمد حسين الطهراني