تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
استدلال كنندگان بر فرار عمر مىگويند : اگر عمر در روز احد فرار نكرده بود ، رسول خدا به او نمىگفت : آيا فراموش كرده‌ايد روز احد را در وقتى كه به مكان دور مىگريختيد و چهرهء خود را به كسى برنمىگردانديد ؟ « 1 »

[ رسول خدا براى ابو بكر شهادت به بهشتى بودن ندادند ]

رسول خدا صلّى الله عليه و آله شهادت داد بر اينكه جميع كشته‌شدگان در غزوهء احد اهل بهشت‌اند و نامهء عمل آنها به خير خاتمه يافته و از عهدهء امتحان برآمده‌اند و سعادت در دار آخرت براى آنها حتمى است . امّا اين اختصاص به شهداء احد دارد نه هر كس كه در احُد شركت كرده و مجاهده هم نموده باشد . زيرا ممكن است پس از احد امتحاناتى پيش آيد و مغرورين به شخصيت و مقام و مدّعيان به تقوا و صلاح از عهدهء آن آزمايش برنيامده باشند و در نتيجه در آن نكات دقيق و باريك ، متوجه عالم غرور بوده و نفس آنان با تمام سرمايه‌هاى سابقه به صورت يك فرعون در امّت طلوع كند و در آن مرحلهء باريك انكار حقّ كند و انانيّت خود را در برابر حقّ و انقياد محض در برابر آن مقدّم بدارد . در اين صورت چگونه عاقبتشان به خير خواهد بود اگر با اين استكبار و بلندمنشى و خودپسندى چشم از جهان بربسته باشند ؟ گرچه در تزهّد شاخص و به علوم قرآن ، وارد و ساليان دراز در صحبت رسول الله بسر برده باشند ، همچنان كه شهداى بدر نيز أهل بهشتند نه هر كس كه در بدر حضور داشته گرچه بعداً دچار امتحان شده و از آزمايش به سلامت رها نشده باشد .
هامش
سخن تو در روز حديبيّه است كه به ما گفتى : انشاء الله با امن و امان داخل مسجد الحرام مىشويد ، و ما داخل نشديم و ما را از ورود در آن باز داشتند . فناداه النّبى : لم أقل لكم انكم تدخلونه فى ذلك العام « در اين حال پيغمبر با صداى بلند از پشت سرش فرياد زد : من به شما نگفتم كه شما در آن سال داخل مسجد الحرام مىشويد ! » دربارهء نجواى رسول الله با أمير المؤمنين عليه السلام در « غاية المرام » از ص 526 از طريق عامّه هشت حديث ، و از ص 527 از طريق خاصّه هجده حديث وارد است . ( 1 ) « شرح نهج البلاغة » ابن أبى الحديد ، طبع دار احياء الكتب العربيّة ، ج 15 ، ص 25 . ابن أبى الحديد به طور تفصيل شرح غزوه احد را در همين مجلّد از ص 3 تا ص 60 ذكر كرده است .